یادداشتهای من
یه دفترچه شخصی برای یک زن متاهل و مادر متولد اوایل دهه پنجاه - با تحصیلات دانشگاهی و شاغل 
قالب وبلاگ

در مورد حفظ محیط زیست خیلی خوندیم و شنیدیم . اما واقعا چه کارهایی میشه کرد ؟ شاید قدمهای کوچیکی که هر کس بر میداره وقتی جمع بشه کم نباشه . اما این قدمهای کوچیک چی هستند ؟

1- میشه از ساک پارچه ای برای خرید استفاده کرد . هر کیسه خریدی که استفاده میکنیم هم در پروسه تولیدش از مواد و آب استفاده شده هم وقتی دور میندازیمش محیط رو آلوده میکنه . ساک پارچه ای مخصوصا اگر دسته بلندی داشته باشه که بتونیم بندازیمش روی دوشمون کار حمل و نقل رو هم راحتتر میکنه .

2- استفاده از روی سفید کاغذهایی که یک روشون سفید شده مصرف کاغذ رو به نصف میرسونه . فکرشو بکنین این خودش خیلیه .

3- وقتی ظرف میشورین شیر آب رو الکی باز نگذارین . خیلی هدر میره . تازگیها دارم فکر میکنم شاید استفاده از ماشین ظرفشویی  با اینکه برق مصرف میکنه اما به دلیل اینکه آب خیلی خیلی کمتری مصرف میکنه واقعا بهتر باشه .

4- تا میتونین از وسایلتون استفاده کنین . با جعبه های دستمال کاغذی کلی کار میشه کرد از جعبه لایتنر تا ارگانایزر برای تو کشوها میشه ساخت . کیسه نون بسته بندی شده وافعا تمیزه ، میشه باز توش نون نگهداری کرد یا مثلا ظرف غذای سر کار رو بگذارین توش و ببرین یا میوه ای که میخواهین سر کار بخورین رو توش بگذارین .

5- موقع ظرف شستن لزومی نداره تمام ظرفها پر آب باشن برای اینکه خیس بخورن . میشه سه چهار تا ظرف رو خیس کرد و شست . آبی که موقع شستن این سه چهار تا میریزه چند تا رو خود بخود خیس میکنه اونها رو که بشورین باز چند تا رو خیس میکنه .

6- بقیه غذا رو از از رستوران بیارین خونه . دور ریختن غذا ژست پولداری نیست این واقعا اسرافه . همه رستورانها هم ظرف برای بردن غذا دارن. اگر دوست ندارین غذای مونده بخورین مطمئن باشین سر راهتون تا خونه 4-5 نفر آدم رو میبینین که توی آشغالها دارن میگردن بدین به اونها .

7- اگر یک لباسی سالمه و خوبه و فقط ازش خسته شدین بگذارینش توی یک جمدون و از دسترس خارجش کنین . بعد از چند سال که پیداش کردین براتون تازگی داره .

8- استفاده از ظروف یک بار مصرف خیلی وسوسه کننده است قبول دارم اما با کمی زحمت میشه از ظروف ملامین و یک پلاستیکی برای سفر استفاده کرد و محیط رو کمتر آلوده کرد .

 

خیلی چیزهای دیگه هم هست که کمک خواننده های مختصر اینجا رو میطلبه .

----------------------

پروژه کاغذ پراکنی ما به شدت با مشکل روبرو شد و از طرف حراست جلوش گرفته شد . باید از فردا کفش آهنی بپوشم و برم ببینم چه جوری میشه مشکل رو حل کرد .

[ ٢٧ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٩:٢٢ ‎ق.ظ ] [ مارال ]

1- در ادامه پست ایرانی ، جنس ایرانی بخر یک چیز دیگه هم یادم اومد . وقتی داشتیم قاشق و چنگال میخریدیم رسیدم به مارک دسینی . گفتند ما یک دست کامل داریم با جعبه و چیزیش رو نمیتونین کم کنین و اگه هم بخواهین یک چیزهایی رو اضافه کنین هم نداریم . من بیخیال شدم تا یکی از دوستام بهم گفت من چند ساله ناب اسیتل دارم و نه سیاه شده ونه خش برداشته و خیلی راضیم . رفتیم فروشگاه مرکزیش . تنوع محصولش خیلی زیاد نبود اما قابل قبول بود . گفت یک دست کامل 12 نفره که بردارین قیمتش از اونی که تک تک بخرین کلی ارزونتره . ما یک 12 نفره برداشتیم و یک چیزهایی که زیاد استفاده داره رو به صورت جدا و اضافه بر سازمان خریدیم . گفت هر زمان اگه اینها سیاه شد بیارین به جاش نوش رو بهتون میدیم ، بدون محدودیت زمانی .

خریدیم و خیلی هم ازش راضی هستیم .

2- مرده این ایمیلها هستم که چند روزه بسته شده . واقعا اگه کسی کار واجب داشته باشه باید چه غلطی بکنه ؟

3- سرانجام قهوه تلخ رو دیدین ؟ یعنی توی این کشور چیزی به نام حقوق مصرف کننده وجود داره . بعید میدونم .

با خشایار الوند (یکی از نویسنده هاش ) در مجله همشهری جوان * مصاحبه کردند . ازش پرسیدند کار در چه وضعیست ، متوقف یا تعطیل ؟ گفته مدرسه که نبوده که بخواد تعطیل بشه !! **فعلا خوابیده و سخته بخواد راه بیفته .

بهش گفتند مردم میگن که یک سال و نیم هر هفته 2500 تومان پول دادم که ببینیم آخرش چی میشه حالا اون پولها به باد رفته . گفته نه اینطور هم نیست به اندازه 25 ملیون تومان تفریح کردند *** کجا با 2500 تومان پول میتونستند اینقدر تفریح کنن ؟ ... حالا مثلا آخر "شیدایی" یا "ثریا" چه اتفاقی افتاد ؟

برای من خوندن این مصاحبه از فحش خوردن بدتر بود. مرسی آقای نویسنده با اینهمه فهم و شعوری که به خرج دادی و برای پول هموطنهات ارزش قائل شدی. 

*شماره 346 - صفحه 34

** یعنی این طرز حرف زدن یک نویسنده ، قشر فهمیده این کشوره ؟

*** این رقم از کجا اومده ؟!!!!

[ ٢٢ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ ] [ مارال ]

مدتها پیش در این پست نوشته بودم که دنبال مصرف کاغذهای یک رو سفید شرکت هستم لطفا بهم ایده بدین .

ایده هایی گرفتم اما متاسفانه عوامل شرکت همراهی نکردند و نشد که در خود شرکت از این کاغذها استفاده کنیم .

اما با توجه به موفقیت نسبی ای که این اوخر بدست آوردم گفتم یک گزارش بهتون بدم شاید برای بقیه هم کارساز باشه .

کاغذها رو هر وقت که بیکارم میشینم و مرتب و جدا سازی میکنم . یک سری کاغذهایی هستند که یک روشون سفیده و کاملا هم مرتب و تر و تمیزه . اونها رو برای چک پرینت یا کپی در روی سفیدشون کنار میگذارم .

یک سری هست که یک روشون سفیده اما یک کم نامرتبه و اگه بره توی پرینتر و یا دستگاه کپی گیر میکنه ، اونها رو برای چرکنویس کنار میگذارم .

یک سری هست که سیمی شده و مرتبه اونها رو هم برای چرکنویس میگذارم کنار.

یک سری هم نقشه های بزرگ هستن که همشون پشتشون سفیده .

در این عملیات بازیافت کلی کلاسور هم پیدا شد که مورد استفاده شرکت نبود

از گزارشها هم کلی شیراز و طلق و مقوا بازیافت شد

 

 

چرکنویسها رو جعبه کردم بفرستم یک خوابگاه فنی که بچه هاش به چرکنویس در مقیاس بالا احتیاج دارند .  

چک پرینها یک مقدارش رفت به همون خوابگاهها یک مقدارش رفت سرای محله مون برای چاپ گزارشها و غیره شون ، یک مقدار رسید به هلال احمر باز برای چاپ گزارش و غیره .

یک مقدار نقشه ها رو فرستادم برای یک خانم خیاط که روشون الگو بکشه.

یک مقدار نقشه  ها رو دادم به دو تا خانواده بچه دار که بچسبونن به دیوار که بچه شون به طور کاملا آزاد روش نقاشی بکشه و به قول خودمون خلاقیتش شکوفا بشه

یک تعدادی از اون گزارش های سیمی شده رو دادم به عنوان دفتر نقاشی بچه ها و چرکنویس بچه مدرسه ایها

تعدادی از گزارشات سیمی شده را با کاتر از وسط نصف کردم و آرم شرکت رو روش زدم و بین بچه های شرکت تقسیم کردم که به عنوان دفتر یادداشت استفاده کنن (اینها خیلی مورد اسقبال واقع شده و دائما داره در موردش درخواست میاد )

مقداری از شیرازه ها و طلق و مقوای روی گزارشها رو به نفع خود شرکت ضبط کردم و گذاشتم توی قفسه نوشت ابزار . بقیه اش رو توی جعبه هایی که داشت میرفت خوابگاه گذاشتم که دانشجوها استفاده کنن .

کلاسورها بسته بندی شد برای خوابگاه که کلی دیوایدر ( تقسیم کننده !! ) توش بود

 

کاملا به نتیجه همیشگی رسیدم که اگر آدم بخواد کاری بکنه حتما میتونه .

پ.ن. خیلی خوشحالم

[ ۱٩ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ ] [ مارال ]

1- پیارسال دنبال یک سرویس چینی بودم . هیچ ایده ای نداشتم که کدوم مارک ، کار کدوم کشور و .. خوبه . داشتم هنوز اطلاعات جمع میکردم و توی یک مغازه  ای بودم . گفت این سرویسمون مال آلمانه و خدا تومنه . گفتم نه این گرونه . گفت یک سری چینی زرین ایرانی داریم نگاهش کردم هم به نظرم کیفیتش خوب اومد و هم قیمتش ، بعد  گفت با همین قیمت میتونین ساخت چین هم بخرین و منظورش این بود که با قیمت مساوی میشه خارجی خرید که به نظر اون حتما ترجیح داشت .

گفتم اگه قرار باشه یک قیمت بدم به کیفیت توجه میکنم که الان بین این دوتا به نظر من ایرانیه بهتره . گفت خانم اون یکی ساخت چینه (یعنی چطور ایرانی رو بهش ترجیح میدی ) گفتم جنس ایرانی خریدن مثل اینه که من پولم رو از این جیب دربیارم بگذارم توی اون جیب. وقتی تولید کننده و کارگر ایرانی پول داشته باشند میان از خدمات من استفاده میکنن و پولش به خودم بر میگرده . فروشنده هیچی نگفت .

2- کم کم این قضیه برام نهادینه شد . در موردش هم خیلی تبلیغ میکنم . مثلا دکتر پوستم تمام کرمهایی که میده دست سازه و من خیلی هم از کرمهاش راضی هستم ، هم یک مقدار قیمتش مناسب تره و هم از اینکه پول به کرم خارجی نمیدم (که کلی از قیمتش به خاطر هزینه حملش هست ) خوشحالم .

3- رفتم توی سوپر گوشتی که همیشه ازش خرید میکنم . یک خانمی اومد جلو و گفت شما مصرف روغن زیتون دارین گفتم خیلی زیاد . گفت این روغنها مال اسپانیاست و خالصه و ... لبخندی زدم و گفتم من روغن زیتون ایرانی مصرف میکنم . گفت قیمتش هم خیلی با ایرانی فرق نمیکنه (یعنی گدا بازی درنیار ) با لبخند گفتم بازم ترجیح میدم ایرانی مصرف کنم که کوتاه اومد .

4- از این داستانها زیاد دارم و مخصوصا وقتی طرف مقابل سعی میکنه یک جوری توی لحنش تحقریم کنه که خسیس نباش و خارجیش بهتره حتما روی حرفم می ایستم .

5- حالا اینو هم بگم که مثلا برای خرید تلویزیون این کارو نمیکنم ، یخچال هم همینطور ، گوشی موبایل و کامپیوتر هم همینطور . اما مثلا گاز و فر و هود و شیر آلات و دوش و ... این خونه جدید رو همه ایرانی گرفتیم . یعنی سعی ام رو میکنم تا جایی که میشه ایرانی بخرم .

6- شما هم همینکارو بکنین . اگر در یک مواردی جنس خوب ایرانی نمیشناسین بگردین و از دیگران بپرسین شاید پیدا بشه .

پ.ن. کرمهای سی گل خیلی عالی هستند . از شامپو و لوازم آرایش مای هم راضیم . برای نرمی پاشنه پا هیچ کرمی به خوبی کرم جی ندیدم . چینی زرین هم جنس خوبی داره هم سایت کاملی که میشه رفت توش گشت و انتخاب اولیه رو انجام داد . لوازم خانگی پارس خزر هم خوبن . اینهمه مبل ایرانی خوب داریم بابا نرین ترکیه ای بخرین . برای پرده یک سر به اطلس پود بزنین . صابونهای سیو هیچی کم از صابونهای ترکیه ندارن. هوله هم تو ایرانیها خیلی خوب پیدا میشه ، ملافه که فقط لایکو ، الان هم حراجه .

منتظر راهنمایی های سبزتان هستم

 

پ.ن.2 - سالهای زیادی هست که همیشه توی خونه مون از شیرآلات قهرمان استفاده میکنیم و خیلی راضی هستیم . سینک هم البرز خوبه ، هود و فر و گاز هم اخوان گرفتیم و خوبه . راستش فر های ایرانی همه شون کوچیک هستند و مثلا 90 سانتی ندارند اما کیفیتشون خوبه . پرشین استاندارد هم سرویسهای خوبی داره .

یک دوست عزیز برای لباس مارک "درست " رو پیشنهاد کرد که رفتم سایتش رو دیدم و خیلی خوشم اومد . باید برم از نزدیک هم ببینمش به نظر خوب میاد .

[ ۱۳ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٧:٢٠ ‎ق.ظ ] [ مارال ]

خانمه به من میگه این پدر یک تلفن به بچه هاش نمیزنه . نمیاد ببینتشون .

آقاهه به من زنگ زده میگه این مادر نمیگذاره من بچه هام رو ببینم .

 

بچه شون روز تعطیل ، تنها خونمون بود . یواشکی بهش گفتم من برات تلفن میارم توی اتاق تنها میگذارم باشی ، راحت به بابات زنگ بزن باهاش صحبت کن . گفت نمیخوام . گفتم پدرت دلش برات تنگ شده یک زنگ بهش بزن . گفت اگه تنگ شده چرا خودش به من زنگ نمیزنه . گفتم شاید نمیخواد خونه تلفن کنه . گفت نمیخوام !

[ ۱ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٩:٥۸ ‎ق.ظ ] [ مارال ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب