یادداشتهای من
یه دفترچه شخصی برای یک زن متاهل و مادر متولد اوایل دهه پنجاه - با تحصیلات دانشگاهی و شاغل 
قالب وبلاگ

سلام به روی ماهتون

من الان دیدم شاید یک ماهه که چیزی ننوشتم . اون گروه وایبری تمام وقتم رو گرفته . به غیر از تکست زدن یکی دوبار هم با هم کوه رفتیم یک عصری هم شرکت یکی از بچه ها جمع شدیم و خلاصه سر خودمونو حسابی شلوغ کردیم . راستش از همه چیش راضی هستم جز اینکه دیگه کتاب نمیخونم . همش منتظرم گروه یک کم ، کم کار بشه اما نمیدونم چرا از تب و تاب هنوز نیفتاده . حتما میفته

شرکتمون داره پرداختهاش رو با تاخیر میده و این همه رو نگران کرده . جالب اینجاست که وقتی کار نداشتیم پرداختهامون به موقع بود الان که کلی کار داریم تاخیر دارن .

تو خونه هم که مشغول امتحانهای بچه ها بودیم و حسابی باهاشون درس میخوندیم .

راستی یکی دو هفته قبل هم یک شب رفتیم هتل توچال استراحت کردیم و بچه ها اسکی کردن و خیلی بهشون خوش گذشت .

در کل اوضاع خوبه و شرمنده از اینکه مدت زیادی هست که چیزی ننوشتم . امیدوارم همگی خوب باشین

[ ٢٠ دی ۱۳٩۳ ] [ ۸:٠٦ ‎ق.ظ ] [ مارال ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب