یادداشتهای من
یه دفترچه شخصی برای یک زن متاهل و مادر متولد اوایل دهه پنجاه - با تحصیلات دانشگاهی و شاغل 
قالب وبلاگ

1- بابا دردمون رو به کی بگیم ؟ اوضاع کار بهتر نشده چکار باید بکنیم ؟‌ گرفتار شدیم ها

2- گرمای عجیبیه من بعد از ظهر هر روز 8-7 دقیقه پیاده روی دارم دیروز رسیدم خونه دیدم خیس عرقم تازه تاکسی ای که بعد از پیاده روی سوار شدم کولر داشت و اینطوری بود .

3- مصرف اینترنت توی یک خونه چهار نفره باید روزی چقدر باشه ؟ ما روزی یک گیگ بیشتر مصرف میکنیم . الان هم که تابستونه و از صبح بچه ها یا دارن آنلاین بازی میکنن یا دارن فیلم دانلود میکنن و ىا تو یوتیوب هستن هی اینترنتمون تموم میشه باید بریم شارژش  کنیم دیگه خسته شدم مصرف روزی یک گیگ !!!!

4- یه دوربین میخواستیم بخریم ، رفتیم تو سایت دیجی کالا و سرچهامون رو کردیم و یک چیزی انتخاب کردیم بعد رفتم مجتمع کامپیوتر پایتخت و همونو قیمت کردم بین 10 تا 90 تومن گرونتر میدادن ، هیچی دیگه از همون سایت دیجی کالا خریدم و قراره امروز برام بیارن اما اختلاف قیمتش خیلی زیاد بود .

5- چند روز پیش هم دیدم که مدتهاست یک وسیله برقی کوچیک برای خونه میخواهیم اما نمیرسم برم بخرم بازم توی سایتها چک کردم و پیداش کردم و سفارش دادم ، آوردن دم در خونه و همونجا هم پولش رو گرفتند و دیدم چقدر خرید اینطوری برای آدمهایی مثل من که سرشون شلوغه راحته .

6- کاشکی یکی یه چیزی در مورد اون دوستم که توی پست قبلی نوشتم میگفت . میدونم اینجا خواننده زیادی نداره اما اون قضیه فکرمو خیلی مشغول کرده گرچه دیگه چیزی نه از جزئیاتش میدونم نه از ادامه ماجرا

سلامت باشین

[ ٢۳ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۸:۱٦ ‎ق.ظ ] [ مارال ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب