یادداشتهای من
یه دفترچه شخصی برای یک زن متاهل و مادر متولد اوایل دهه پنجاه - با تحصیلات دانشگاهی و شاغل 
قالب وبلاگ

1- یک هفته رفتیم مسافرت . از اون بخور و بخواب ها . خیلی خوب بود و کلی خستگی از تنمون در رفت ، با انرژی زیاد برگشتیم سر کار

2- از دوستم به طور مختصر خبر دارم . فهمیدم ارتباطشون مثل سابق نیست . نفهمیدم قطع شده یا محدود شده اما میدونم مثل سابق نیست . ایشالا خدا خودش کمکشون کنه از این رابطه در بیان

3- نمیدونم کسی یادشه که من در مورد نذر نوشتم . خلاصه اش اینه که هیچوقت نذر من قبول نمیشه و هیچ اتفاقی نمیفته . حالا تو مسافرت رفتیم یه محل مذهبی مسیحی که به عنوان آثار تاریخی هم حساب میشد . من خواستم شمع روشن کنم یه نیتی کردم و شمع روشن کردم . فرداش نیتم برآورده شد ، شاخ درآوردم . برای اینکه مطمئن بشم یه نذر دیگه به نیت حضرت مریم کردم . حالا ببینم اگه برآورده شد خبر میدم .

[ ۱٢ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ٦:٥٤ ‎ق.ظ ] [ مارال ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب