یادداشتهای من
یه دفترچه شخصی برای یک زن متاهل و مادر متولد اوایل دهه پنجاه - با تحصیلات دانشگاهی و شاغل 
قالب وبلاگ

1- لنتخابات انجام شد و مقدار متنابهی بد وبیراه از تحریم کنندگان خوردیم ولی تونستیم 5-6 نفر رو راضی کنیم برن رای بدن که می ارزید به بد و بیراه خوردن .

2- نتیجه ریاست جمهوری برای من جای شک داشت . فکر نمیکردم که درصد آرای روحانی تفاوت کمی با نفر بعد داشته باشه . یعنی فکر میکردم بیشتر باشه که حالا ولش کردیم . مهم نتیجه بود که گرفتیم .

3- انتخابات شورای شهر رو با دلخوری رای دادم . به تمام لیست امید هم رای دادم ولی نبود اسامی ای مثل یاشار سلطانی و لیلا ارشد در لیست حالم رو گرفت و عده زیادی پیغام دادن که این اسمها رو جایگزین کنین و بهشون جواب دادم که برای بیرون کردن آدم بیخودی مثل چمران باید از پراکندگی آرا دوری کنیم و با ناراحتی به تمام لیست امید رای دادم .

4- خودم رو نپرسین در حد ایفتیضاح هستم که این یعنی یه درجه از افتضاح بدتر . به زور خودمو سر پا نگه میدارم و پیش میرم خدا میدونه کی از پا بیفتم و لگد بزنم به همه چی .

5- بگذریم

[ ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٦ ] [ ٩:٤٦ ‎ب.ظ ] [ مارال ]

1- بیشتر از یک هفته است که اصلا اینجا نیومدم . زندائی عزیزم شنبه هفته گذشته فوت کرد و به شدت غصه دار و درگیر بودیم . خیلی براش غصه خوردم و خیلی زجر کشید قبل از فوتش . هر چی بیشتر میگذره بیشتر به عدل و انصاف تو زندگی شک میکنم .

2- کار روز به روز زیادتر میشه و داره تلنبار میشه و متاسفانه به دلیل اینکه با شرکت لج کردم اصلا اضافه کاری نمیکنم و این باعث میشه هر روز عقب تر بیفتم .

3- وضعیت روحیم خوب نیست و دارم فقط روزها رو میگذرونم .

سلامت باشین

[ ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٦ ] [ ٥:۱٦ ‎ب.ظ ] [ مارال ]

1- شرکت معلم ورزش گرفت و گفت هر کس میخواد بعد از ظهرها بیاد تو رستوران برای ورزش . برای ما عجیب بود ولی رفتیم . یه معلم آقای نسبتا جوون ، ورزشهایی میده که با مانتو و مقنعه مشکلی ایجاد نکنه ، روی زمین لازم نباشه بشینیم و واقعا هم حرکتهای مفیدی میده . اما عجیب تر از همه برامون این بود که خانم و آقا کنار هم داریم ورزش میکنیم که در شروع واقعا معذب بودیم . خانمها میرفتن عقب و آقایون جلو میایستادن اما کم کم عادی شد و کسی به کسی کاری نداره و هر کی هر کجا خواست می ایسته . در کل کلاس خوبیه از هر نظر .

2- کار زیاده و با مدیرم صحبت کردم که یا حقوقم رو مثل آدمیزاد زیاد کنه ( نه با اون درصدهایی که این چند سال دولت اعلام کرده ) یا ترفیع درجه بده و یا اینکه دنبال کار میگردم و تا وقتی هم که از شرکت برم اضافه کار نمیکنم که این آخری خیلی براش مهمه و میدونم تنبیه خوبیه ! البته میدونم هیچکدوم از خواسته هام عملی نمیشه و به همین دلیل مدتیه دارم سعی کنم کارم رو عوض کنم که فعلا به نتیجه نرسیدم .

3- کارهای مختلف زیادی رو سرم ریخته و وقتی تنوع کار زیاد میشه تمرکزی که از اول هم ندارم بدتر میشه و خیلی اذیت میشم . الان توی ساختمون میخوان آسانسور رو تعمیر کنن و من دارم پیگیری میکنم . مدرسه دخترم داره عوض میشه و من پیگیرش هستم . پروژه های شرکت زیاد شده و به اندازه کافی قاطی هستم سرش . همه کارهای بانکی پدرم و ماردم رو من باید براشون آنلاین انجام بدم چون خودشون نمیتونن و بعضی اوقات قاطی میکنم اساسی .

همه موفق و شاد باشین

[ ٦ اردیبهشت ۱۳٩٦ ] [ ۸:٥٧ ‎ب.ظ ] [ مارال ]

1- با دوستم نهار بیرون قرار داشتم . قبلش رفتم گلفروشی سر راهم و یک شاخه گل رز خریدم . یه رنگ خاصی بود کرم رنگ بود که توش یه ذره صورتی یا گلبهی هم داشت واقعا قشنگ بود . گلفروش فقط پیچیدش توی زرورق و یه روبان کرم رنگ بهش زد و داد دستم و بردمش برای دوستم . وقتی بهش دادم گفت دستت درد نکنه نمیدونم چند ساله کسی بهم گل نداده !!! گفتم شوخی میکنی ؟ شوهرت ؟ دخترت ؟ حالا پسرش کوچیکه . گفت نه حتی روز مادر که تازه گذشته هم کسی بهم چیزی نداد و خیلی خوشحال شد از این یه شاخه گل .

2- با یه دوست دیگه ام صحبت کردم و فهمیدم توی محل کارش خیلی مشکل داره بهش گفتم بیا بیرون هم رو ببینیم . با خودم فکر کردم اونکه متاهل بود و بچه داشت سالها بود کسی براش گل نگرفته بود این که از همسرش جدا شده و دخترش هم با همسر سابقش تو شهرستان زندگی میکنه جای خود داره . رفتم یک شاخه گل هم برای این گرفتم و رفتم سر قرار . اومد با چشمای پف کرده از گریه دیشبش و حالش خیلی بد بود . نشستیم و یه کم حرف زدیم و بعد رفتیم قدم زدیم و وسط قدم زدنمون یه نگاهی به گلش کرد و گفت چقدر این گل امروز به من حس خوب داد .

3-سالها پیش یه همکار آقای ضد زن داشتم . یه بار گفت شما زنا با یه شاخه گل خر میشین . انتظار داشت من از جا بپرم از این حرفش  . اما من در عوض بهش گفتم اونوقت شما مردا حتی همین رو هم ازمون دریغ میکنین . خیلی با انصافین .

4- ببخشید نمیخواستم موضوع رو جنسیتی کنم . اون همکار آقا هم جزو استثناها بود . کلی گفتم .

5- خواننده عزیز که در مورد رژیمم پرسیده بودین . رژیم رو بصورت آنلاین از سایت novindiet  گرفتم که البته هزینه داره ولی صاحب این کلینیک دکتر خیلی با سوادی هست و رژیمهاش خیلی موثره . البته با کمال شرمندگی به دلیل ماموریت و شکستن رژیم در یک روز من هنوز روی همون 1/5 کیلو کاهش هستم ولی دارم ادامه میدم .

6-شاد باشین

[ ٤ اردیبهشت ۱۳٩٦ ] [ ٥:۱٤ ‎ب.ظ ] [ مارال ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب