محل کار آخری داره قطعی میشه . وقتی حقوق و مزایاش ر وبهم گفت حتی نتونستم رل بازی کنم و چونه بزنم چون از چیزی که فکر میکردم خیلی بیشتر بود . فقط یک جلسه دیگه قراره برم و بعد دیگه قطعی میشه .

دخترم دبستان میره . عاشق ازدواج کردن و بچه دار شدنه . چند روز قبل میگفت که وقتی ازدواج کرد میخواد توی برج تهران خونه داشته باشه . تا جایی که من شنیدم گرونترین ( و شاید یکی از گرونترین ) خونه های تهران هستند . گفتم خب ببین عزیزم اینجوری اگه میخوای شوهرت باید خیلی پولدار باشه . با یک لبخند نمکی گفت میدونم ! گفتم اونوقت اگه کسی که خیلی پولدار نبود اومد خواستگاریت بهش چی میگی ؟ گفت میگم  عمرا !!!

من و همسر گرامی اینطوری شدیم :تعجب

خدا عاقبت ما رو با این دختر به خیر کنه