١- مدتیه آقای همسر دچار کمر درد شده . جرات نداریم به کسی از آشنا ها اینو بگیم . حتما یک تجویزی میکنه و پیگیر میشه که حتما تجویزش رو انجام بدیم . دیشب یکی از فامیلها میگفت کمر درد ؟ این که چیزی نیست من میدونم دواش چیه ! من : خب دواش چیه ؟ گفت باید بره توی آب راه بره . گفتم دکترش که اینو نگفته . نه من میشناسم کسی رو که اینجوری خوب شده ! میگم اون طرف کمر دردش از چی بود . میگه خب معلومه دیسک بود . میگم آقای همسر گرفتگی عضلانی داره و دکتر گفت الان فقط باید استراحت مطلق کنه . میگه آهان !!! گیریم من خر بودم به زور همسر رو میفرستادم تو استخر . اگه بدتر میشد تو میومدی مسؤولیت قبول کنی ؟ چطور به خودمون اجازه میدیم تو مریضی همسایه و مشکل خانوادگی  فامیل و بحث اقتصاد جهانی اظهار نظر کنیم .

از اون طرف هر وقت پدرم یک مشکلی پیدا میکنه و من بهش میگم برو دکتر بعد میشنوم که گفته برای این دخترم مشکلات من اهمیتی نداره !! اما اگه مثلا برای درد بواسیر و کمر درد و میگرن همشون مثلا بخور شلغم تجویز کنم آدم مسؤولی میشم .

حس همنوع دوستی و دلسوزی خوبه اما این حالت به اغراق کشیده اش مزخرفه .