١- خواننده ای به اسم رضا نظرات بسیار خوبی گذاشته بود اما نمیدونم چرا نظر رو به صورت خصوصی فرستاده بود . به هر حال ازشون ممنونم اما اگه میشه اسم کتابهایی رو که گفته بودین به فارسی برام بنویسین چون وقتی دنبال کتاب خریدن باشم باید اسم دقیقش رو بگم .

٢- "امینه " رو هنوز تموم نکردم . اما یک اتفاق جالب یکی دو شب پیش موقع خوندنش افتاد . رفتم بخوابم دیدم خوابم نمیبره . دوباره پاشدم رفتم تو هال و شروع کردم به خوندنش . چند دقیقه بعد دیدم یکی یواش میزنه به در خونه ! پشت در پرسیدم کیه دیدم خانم همسایه طبقه بالاست . هول کردم که بیچاره چه اتفاقی براش افتاده ولی وقتی در رو باز کردم ۴ تا بسته غذای نذری داد دستم که ما تا الان روضه بودیم و غذا دادن دیدم چراغتون روشنه گفتم سهم شما رو بیارن ! باز بگین کتاب خوندن فایده نداره نیشخند.

٣- هنوز کار عوض کردن دور سرم دور میزنه وفکرم ازش دور نمیشه  اما یک مقدار دل چرکین شدم برای اینکه دوبار بدون اینکه بخوام مجبور به فال گرفتن از حافظ شدم ...مجبور ؟ خب بگذارین  از اول بگم . اولیش شب یلدا بود خب باید برای یک چیزی فال میگرفتم و  تنها چیزی که به فکرم رسید همین کار عوض کردنم بود . جواب اومد که عجله نکن و الان وقتش نیست . صبر کن به موقعش ! من تعجب کردم و گفتم خب باشه . دیروز یک بچه فال فروش اومد جلوی من و من هم یک پولی توی دستم  بود بهش دادم بعد با خودم گفتم به بچه گدائی یاد ندم بگذار ازش فال بخرم . یک پاکت برداشتم . بعد با خودم گفتم ببینم برای کارم چیزی داره . بازش کردم یک شعر بود که چیزی ازش سر در نیاوردم اما تفسیرش این بود که  کارس که میخواهی بکنی بر خلاف عرف جامعه است و بهتره دوباره روش فکر کنی !!  نمیدونم این حافظ چرا همش جلوی پیشرفت منو میگیره !!!!