تصمیم گیری خیلی سخته  .

همیشه تونستم ادعا کنم که کارهای حرفه ای زندگیم بر اساس لیاقت خودم بوده . دانشگاه رفتنم . شغلهایی که بدست آوردم و غیره .  اما وقتی شنیدم که برای یکی از کارهایی که اقدام کردم کسی رفته  اقدام کرده که  البته آدم لایقی هم هست اما خب پارتی هم داره کلی دلم گرفت .

با مامانم درد دل کردم که چرا باید اینطوری باشه . من هر روز از این شرکت حرص بخورم به خاطر اینکه پارتی ندارم . البته  چند روز بعدش بهش گفتم اون وقت ناراحت بودم اما به هر حال میتونم افتخار کنم که همیشه دست آوردهام با کفایت خودم بوده .

چند روز بعدش مامانم بهم زنگ زد که راستی تو که دنبال کار می‌گردی شرکت x  رو میشناسی ؟ گفتم این همون شرکتیه که بهت گفتم و براش اقدام کردم چه طور ؟ گفت اومدن یک کار از ارگان ما خواستند و کارشون دست منه . میخوای یک سوالی در موردت بکنم ؟ گفتم باشه و اسم و مشخصات گروهی که براشون رزومه فرستادم رو بهش دادم . مامانم نگفته که من دخترش هستم و چون فامیلیهامون هم یکی نیست مشخص نشده اما فقط گفته یی از بستگانم اینجوری بود و اونها هم دقیقا همون جوابی رو که به من دادن به اون هم دادن که مشکلی نیست اما این گروه (چون جدیده و تازه در حال تشکیله )  و خوردند به تحریم ایران و نمیتونن ماشین آلات لازمشون رو بخرن فعلا دست نگه داشتند .

خب ظاهرا برای من کاری انجام نشد اما همین الان هم دلم چرکینه که چرا باید دست به دامن پارتی میشدم ؟

امیدوارم این کار برام جور نشه که بازم بتونم بگم بدون پارتی به اینجا رسیدم . هر چند اینجا هم جای مهمی نیست اما نوع رسیدنش برام مهمه .