١- یک پنجشنبه جمعه ای داشتم که  مسلمون نشنوه کافر نبینه *  تازه مهمون هم نداشتم و مهمونی هم رفتم و این بودم .

٢- نظافت خونه یا همون کمی تا قسمتی خونه تکونی که از یک ماه پیش شروع شده و با سرعت لاک پشت  پیش میره بد نیست  .

٣- کتاب خوب میخوام ایها الناس به دادم برسین

۴- از کارم و محیط خاله زنکش و حرف و بحثهایی که پشت سر دیگران میشه داره حالم به هم میخوره  .  نمیدونم من کم طاقت شدم یا اینکه واقعا شرایط خوب نیست .

۵- با تفاصیلی که در شماره قبل گفتم باز هم دلم نمیخواد با پارتی کار جدیدی پیدا کنم. خیلی خرم ، نه ؟

* هیچ معلوم هست این مثل برای چیه ؟ ربطش به مسلمون بودن و کافر بودن چیه ؟