یک وقتی یک تلفن چغر زیمنس مشکی توی اتاق خوابم داشتم . صداش مرده را از توی قبر به لرزه در میاورد . چیزی هم نداشت صداش رو کم کنیم . یک بار  لجم رو در آورد پیچهای کف تلفنه رو باز کردم دیدم دوتا از این نیمکره های فلزی با یک چکش بینشون صدای زنگ رو در میاره . یکی از نیمکره ها رو در آوردم . گذاشتم زنگ بزنه دیدم نه خیر بازم افتضاحه . در محل خوردن چکش به نیمکره یک کم چسب کاغذی زدم . دیدم بهتر شد چند لایه دیگه زدم تا اینکه به نظرم زنگش قابل تحمل شد . بستمش و تا سالها همونجوری کار میکرد .

خب حالا مسخره نیست منی که اینقدر به دوگوله‌ام فشار آوردم تا صدای زنگ این تلفن رو کنترل کنم حالا صدای زنگ موبایلم رو همون صدا بگذارم و کلی عشق کنم که چقدر نوستالژیکه  ابله

عجب آدمهایی پیدا میشن نیشخند