١- یک جورهایی خوشحالم . برنامه رفتنم از این شرکت رو رواله . کارهایی که بهشون در موردش شکایت کردم رو رسیدگی کردند اما من گفتم بازم می‌خوام برم . برای اونهایی که میمونن بهتر شد .

2- یک شعر باحال به دستم رسید در مورد کارمندی . حیفه در تاریخ این وبلاگ ثبت نشه . شاه بیتش هم بیت دومشه :

پدرم گفت اداری نشوید                       اسب وابسته به گاری نشوید

در ادارات کسی کس نشود                  تا که وابسته به ناکس نشود

شد فراموش چو حرف پدرم                   تا بناگوش کله رفت سرم

کارمندی چو مرا شد پیشه                   تیشه عمر زدم بر ریشه

سوختم شعله شدم دود شدم              بعد خاکستر و نابود شدم

پسرم حرف پدر را بشنو                      تو به راهی که پدر رفت نرو

اسم شاعرش هم "نراقی" هست . دمش گرم .

3- دیروز دوتا همستر برای بچه هام خریدم . خیلی بانمکند . دیروز عصرشون به درس خوندن ،‌بازی با همسترها و یک کم اسکیت سواری در پارکینگ  گذشت . دوز بازیهای پلی استیشن و DSI شون کم شد . خدا رو شکر .

4- چند تا پیوند جدید گذاشتم توی پیوندهای وبلاگ . یکیشون مارسالاد هست و اون یکی نوشته های ماتیکی . جالبند .

5- قربون همگی