1- این نوشته رو بخونید . غیر از اینکه اطلاعات جالبی میده نگارش بسیار قشنگی داره ،

برگرفته از وبلاگ من و پسرم :

کت و شلوار می‏دوزه، پیرهن چین‏دار می‏دوزه!

شما هم از اونایی هستید که پارچه اضافه تو خونه دارید؟ از این پارچه هایی نه چندان ارزشمندی که بی مناسبت و با‏مناسبت کسی بهتون هدیه داده؟ چند سال گذشته و نمی‏دونید باهاش چی کارکنید و به عبارت بهتر چه خاکی تو سرش بریزید؟
فکر می‏کنید پارچه‏هه ارزش چند بار رفتن خیاطی و پروف و این بساط‏ها رو نداره؟ خودتون هم حال و خوصله خیاطی کردن ندارید؟
خب. من یه راه پیشنهاد می‏کنم به ساکنین تهران. راهش اینه که هرجا هستید خودتون رو برسونید به خیابون ولیعصر. چه با اتوبوسهای بلیطی و چه با اتوبوسهای 150 یا 200 تومنی ، این خیابون رو بالا برید یا پایین، یه ایستگاهی هست به اسم مهدیه ( بعد از منیریه و اون طرفا). روبه روی ایستگاه مهدیه، یه ساختمون قدیمی‏ه و یه تابلو که روش نوشته" مزون ش ق ای ق". انتظار یه مزون شیک و با کلاس و چیتان پیتان نداشته باشید. پله‏هاش قدیمی و موزاییک‏های کنده شده و فضای کمی رعب آمیز! دو طبقه برید بالا تا برسید به یه دری که بازه. این‏ور یه آرایشگاهه. اون‏ور، یعنی درست بالای پله ها،خیاطی یا مزون مورد نظر قرار داره. از در که نگاه می‏کنید، یه راهروی باریک می‏بینید و اون روبه رو هم یه میز برش که چند نفری همیشه دور و برش ایستادند. بین اونها حتماً خانم جوان که ایده و فکر این مدل کار رو داشته و راه انداز این سیستم بوده رو حتماً می‏بینید. یه خانم چاقه با صورتی خونسرد که اگه دقت کنیم، می‏بینم نصف صورتش کمی گوشت اضافه داره که نشون دهنده یه سوختگی قدیمی‏ه.
درو دیوار این مکان پر از عکس لباس و مدل این جور چیزهاست. همینطور بریده نشریاتی که راجع به همین خانم جوان نوشتند. بانوی پارچه‏ها، زن کارآفرین، همت قوی، خواستن توانستن است، لباس عروس را یک‏روزه می‏دوزم، و..
تو همون حینی که منتظرید نوبت‏تون بشه، بریده نشریات چسبیده شده به دیوار رو می‏خونید- البته اگه قبلاً مطلبی راجع به این خانوم جایی نخونده باشید؛ سوختگی 85 درصد در دوازده سالگی. چند بار زیر عمل رفتن. ازدواج با یه مردی که 75 درصد سوخته بوده و محل آشنایی همون بیمارستان بستری بودن بوده. رفتن به یه روستا اطراف اصفهان، وحشت مردم از قیافه. دایر کردن کلاس گلدوزی و خیاطی و ... تو همون روستا. اومدن به تهرون. توسعه کار. کارآفرینی برای حداقل 50 زن سرپرست خانوار و ...
خودش، دخترش، و خواهرش عضو ثابت و همیشگی این محل هستند.
بسته به شلوغی و خلوتی کار، بین 5 دقیقه تا نیم ساعت منتظر می‏مونید. بعد وقتی نوبت پارچه‏تون می‎رسه. مدلی که مد نظرتونه رو می‏گید. خانم جوان نه متر می‏گیره دستش نه چیزدیگه. به هیکل‏تون نگاه می‏کنه و قیچی رو می‏زنه. اون‏هم فقط با کمک دست راستش. دست چپش به دلیل همون سانحه قدرت کمی داره. در عرض چند دقیقه پارچه‏تون قیچی می‏خوره و می‏ره پیش خیاط مورد نظر. می‏شینید تو همون سالن و منتظر. یه خانم دیگه یه گوشه لباس زیر ارزون قیمت گذاشته و می‏فروشه. روبه رو هم یه آشپزخونه است با یه میز پلاستیکی اون گوشه هم یه قفسه و یخچال مانند که اونجا رو کمی شبیه بوفه کنه! توش پفک و چیبس و بیسکوییت گذاشتند و می‏فروشند. یه لیوان نسکافه چهارصد تومنی فکر بدی برای گذروندن وقت نمی‏تونه باشه. بین نیم ساعت تا 45 دقیقه خیاط مورد نظر صداتون می‏کنه و لباس نصفه دوخته شده رو تن‏تون میکنید. یه جاهاش رو قیچی می‏کنه. یه جاهاش رو تنگ می‏کنه، یه ایرادایی که گرفتید و خودش می‏بینه رو می‏گیره و بعد از این کارا می‏رید دوباره می‏نشینید سر جاتون. بعد از یه مدت دیگه دوباره صداتون می‏کنه و این بار پروف نهایی می‏شه. یا هنوز احتیاج داره به کمی تغییر یا نداره. اگه نداشته باشه. می‏ره برای دوخت قسمت پایینی و جا دکمه و فلان.شما پولتون رو حساب می‏کنید و تمام. اتوی پرسی اونجا ندارند بنابراین باید لباس دوخته شده رو بدید یه جای دیگه اتوی نهایی بشه. دکمه هم یا خودتون می‏برید اونجا میدوزند، یا ازبین دکمه های اونجا یکی رو انتخاب می‏کنید ، یا اینکه خودتون بعداً میخرید و بهش می‏دوزید .
چند ساعته لباس یا لباسا تحویل گرفته می‏شند. من توصیه‏ام اینه که پارچه های گرون قیمت رو اول کار ندید دست اونا. اول با پارچه های معمولی یه لباس معمولی یا تو خونه‏ای بدوزید اونجا. اگه کیفیت کار به مذاقتون خوش اومد. اونوقت پارچه گرون تر رو بگیرید دستتون و برید اونجا( من یه بار سه سال پیش با یه جین قرمز رفتم اونجا برای اینکه یه مدل مانتوی چیتان پیتان برام بدوزند. گفتند نمی تونیم این مدلی! لازم به ذکره که بگم سرنوشت اون جین قرمز دلخراش تر از مدل ساده پیشنهادی اونها بود. چون یه خیاطی دیگه که کلی ادعاش می‏شد دادم دوخت . بعد از کلی رفت و آمد عین اون مدل که می‏خواستم نشد که هیچ. وقتی هم میپوشم‏ش، بنا به دلایل نامعلوم عین بچه مدرسه‏ای‏ها می‏شم!).
اگه چند تا هم پارچه دارید نگران نباشید. همه شون تو یه روز دوخته می‏شند. اصلاً فکر کنم بهتر اینه که با چند تا پارچه برید اونجا که حالا که وقتتون داره می‏گذره، حداقل چند تا کار رو باهم کرده باشید.
حسن این مرکز برای مشتری سرعت کاره و یه چند ساعتی رو سپری کردن تو یه محیط آروم و بی تنش وخب، قیمت به نسبت مناسب. قیمت برای بلوز 6 تا 7 تومن، دامن: 4 تا 6 تومن. مانتو 7.5 تا 14 تومن (معمولاً مانتوهای خیلی مدل دار نمی‏دوزند اونجا)، شلوار 4 تا 5 تومن. لباس مجلسی 23 تا 30 تومن ( من راستش دو بار رفتم اونجا، یکی سه سال پیش و یکی هم دیروز! مدل لباس مجلسی چندان دلچسبی رو ندیدم تو این دو روز. معمولاً خانمهای چاق با پارچه های گرون بودند که یه لباس پوشیده و ساده سفارش می‏دادند!) ، لباس آستر دار 15 تا 20 تومن و ...
برای کسانی که اونجا هم کار می‏کنند، یه منبع درآمده و کارکردن تو یه محیطی که اونطور که به نظر می‏رسه براشون راحته و دوستش دارند. دست مریزاد به این خانم جوان پر انرژی با این ایده خوبش.
پی نوشت: اون روبه رو هم یه آرایشگاهه. یه خانومی تو ساعات انتظارش برای خیاطی، موهاش رو هم رنگ کرد! استفاده بهینه از وقت .

2- اینو کی یادشه ؟ یاد قدیم به خیر . من یک چند دست بازی کردم . هنوز یک چیزهایی یادم بود .

3- درگیر استخدامم . عجب کار سختیه . یادش به خیر غر زدن به جون رئیسم رو و حالا باید همون غر ها رو بشنوم .