١- آگاهی که اومد خونه مادر و پدرم رو بازدید کرده گفته مطمئنه که دزدی کار کیه . از روش و سبک کارش فهمیدند . گفتند کسی هست که حدود یک ماهه از زندان آزاد شده . حالا نمیدونم جواب انگشت نگاری هم چیزی نشون میده و یا کسی که انقدر حرفه ایه اصلا اثر انگشت به جا گذاشته یا نه .

2- سه روز بعد از دزدی یک بسته با پست پیشتاز به دست مادرم رسیده که تمام مدارک موجود در گاو صندوق توش بوده تعجب. پاکت رو هم دادند به آگاهی برای بررسی . ما دیده بودیم مدارک رو یک جایی بندازن که یک رهگذر برسونه به دست صاحبش اما پست پیشتاز !!! جل الخالق .

3- به شدت مشغول کارم و از هفته گذشته نه وبلاگ نوشتم و نه خوندم . به غیر از مداد سفید که ماشاالله انقدر پر کاره که میترسم چند روز نرم سراغش حسابی عقب بمونم .

4-در گیر مسائل مربوط به ثبت نام پسرم در یک مدرسه هستم و از بازیهایی که در میارن و خودشونو مهم میکنن داره (ببخشید ) حال تهوع بهم دست میده . خیلی دلم میخواست یک مدرسه دولتی میگذاشتمش و هر چی میگفتن محل نمیگذاشتم اما متاسفانه ساعت کار توی مدرسه دولتی کمه و این پسره چموش به کار بیشتری احتیاج داره مخصوصا که من هم سر کار میرم و خونه نیستم . کار دنیا در ایران بر عکسه جایی که پول میدی باید سرت و بندازی پائین و حرف نزنی ، جایی که پول نمیدی میتونی حرف بزنی !!

5- کار جدیدم یک جورهایی مربوط میشه به یک محیط خیلیییییییییییی مذهبی در شهر قم . خودم حسابی ترسیده بودم . گفتم حالا اینا منو آدم حساب نمیکنن . ما رفتیم و دیدیم نه خیر خیلی هم آدمن و برخوردهای بسیار خوبی از طرف کارمندهای عادی و حتی مدیرشون که معمم هست میشه . داشت خیالم راحت میشد که برخوردی داشتم با کارشناسشون که مثلا فوق لیسانس مهندسیه . دریغ از یک جو فهم و شعور که توی این آقای مهندس باشه . با همکاری که رفته بودم جلسه آقا بود . در تمام جلسه به من و اون اشاره میکرد و میگفت آقایون !!! خدائیش نفهمی از سر و روش میبارید . حیف اون درسی که خونده بود .