١- یک گزارش باید تهیه می‌کردیم . یک سری عکس در بین متن داشت . من توضیح هر کاری رو که نوشته بودم بعد عکسش رو پائینش گذاشته بودم . منشیمون که قرار بود صفحه ها و فونت و غیره رو مرتب کنه اومده به من میگه این توضیحات بالای عکسها هستند ؟ میگم آره . میگه معمولا توضیح رو زیر عکس میگذارن . من اینطوری میشم سوال . میگم خب من اول در مورد کار توضیح دادم بعد عکسسشو گذاشتم . به نظر خودم خیلی عادی اومد بعد هر گزارش و غیره ای رو باز میکنم میبینم اونطوریه که منشیمون گفته . باعث خجالته خجالت.

٢-شنیدین میگن سپلشک آید و زن زاید و مهمان ز در آید و ... خب اگه شنیدین باید بدونین شنیدن کی بود مانند دیدن ؟ من دارم میبینم .

٣- به دلیل عدم دسترسی به فصل آخر سریال ٢۴ چند تا فیلم دیدیم . یکیش "کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد " بود . بد نبود ولی خیلی فوق العاده هم نبود . بیشتر یک فیلم جشنواره ای بود تا دیدنی .

۴-خوشبختانه فیل بزرگ باس*ش رو از روی وردپرس برداشت . ابرو

۵-کی بشه از فیس بوک برداره ؟

۶- یکبار دیگه فیلم "The Devil wears Prad "  رو دیدم . هر بار میبینمش و رفتارهای میرندا رو میبینم یاد یکی از روسام می افتم . با این تفاوت که میرندا برای خودش کسی بود اما اون یک شرکت سه چهار نفری داشت . پر توقع بود و کارهای نشدنی می خواست و سر یکی از همون کارهای نشدنی که براش انجام دادم و بعدش هم غر زد که چقدر طولش دادی و اصلا نفهمید که این کار واقعا نزدیک به غیر ممکن بوده ، از اون شرکت استعفا دادم بدون اینکه کار جدیدی پیدا کرده باشم . البته چقدر کار خوبی کردم و کار بعدی که بعد از دوماه پیدا کردم فوق العاده بود . اما واقعا جونم رو به لبم رسوند . بعضیها فکر میکنن کارمند یعنی نوکر خونه پدر ! نه ؟

٧- میبینم که باز به عدد هفت رسیدیم ! عزت زیاد