١- یک نظر خصوصی داشتم . کاشکی عمومی بود راحت تر جواب میدادم. برای رفاه حال عموم در مورد اون نظر خصوصی و کارم بگم که فکر نمیکنم با این وضع دووم بیارم . هفته ای دوبار میرم قم و باز هم کارفرما غر میزنه که چرا کم میای و کارهای ما مونده . این درحالیه که من روز اول به رئیس هیات مدیره گفته بودم که من هفته ای یک بار بیشتر نمیرم ها ، گفته باشم و اون گفت باشه . همین آقای رئیس ( که با توجه به اینکه مدیر عامل الان در سفره ،‌ایشون همه کاره هستند ) بیشتر از بیست ساله که فقط کار مدیریتی کرده و کار فنی بلد نیست و هی میشینه کنار گود و میگه لنگش کن . وقتی امکاناتی رو که لازم دارم میگم یک جوری برخورد میکنه که اینا لازم نیست . بهش گفتم تو نمیتونی از من بخوای پیچ رو باز کنم بدون اینکه من پیچ گوشتی داشته باشم . توی همین هیر و ویری از یک شرکت خیلی خوب بدون اینکه من درخواست کار داده باشم باهام تماس گرفتند و منو خواستند . رفتم صحبت کردم تا ببینم چی میشه . دوست ندارم به این زودی تغییر کار بدم اما نمیخوام کارو خراب کنم . اگه همه امکانات در این کار محیا بود شاید میتونستم به سختی و با کلی کار خودمو بکشونم اما الان اصلا امکانش نیست .حتی فکر میکنم به اینکه شرکت با فردی مثل من زمین میخوره ،‌ خودشون باید بدونن که از من با سابقه تر لازم دارن .

2- برام جالبه یک آدمی که همیشه ریش داره ، کاملا مذهبیه ، خانم و دخترش چادری هستن و به شدت از این موضوع دفاع میکنه و ... به من بگه شما زیادی صادق هستی!!! ببینم صداقت زیاد و کم داره ؟ یا صادق هستی یا نیستی دیگه ! بعد هزار تا دلیل جور میکنه که خب همسرت رو بردار ببر سر کار بگو ایشون همکار جدید ما هستند یک چند روز بگذارشون سر کار تا کارمند خوبی برای کارمون پیدا بشه !! میگم به این راحتی ! میگه خب اگه یک پیشنهاد خوب به همسرت بشه نمیاد برامون کار کنه ؟ این که دروغ نیست . به همسرم میگم ایشون منو ببره یک جا معرفی کنه بگه این خانم طلا ساز خیلی ماهری هستند بعد بگه خب اگه درآمدش خوب باشه تو حاضر نیستی طلا سازی کنی ؟ واقعا دین به ریش و چادره ؟

3- یک آدمی خیلی مذهبی (مذهبی درست نه مثل این بالایی ) به من میگفت که داستان معتبری هست که به پیغمبر میگن میشه که مومن دزدی کنه ؟ پیغمبر میگه خب آره میشه . تعجب میکنن و میگن آیا واقعا ممکنه مومن دزدی کنه ؟ پیغمبر میگن خب ممکنه . بعد میگن که ممکنه مومن ز*نا کنه ؟ پیغمبر میگن آره ممکنه . دونه دونه گناها رو میگن و پیغمبر همه رو میگه خب ممکنه . بعد می پرسن ممکنه که مومن دروغ بگه ؟ پیغمبر میگن نه دیگه این یکی رو ممکن نیست ، مومن هر کاری بکنه اما دروغ نمیگه .

دارین این بالایی رو که ! برای همینه الان توی ایران هیچ کس مخصوصا بالایی ها دروغ نمیگن .

4-دلم میخواد یک کم از بچه هام بنویسم اما نمیدونم چرا هم میخوام و هم نمیخوام . شاید یک وبلاگ دیگه زدم یک روزنگار در موردشون تهیه کنم .

۵-یکی میشه به من بگه این پرشین چه وقت هوس میکنه عددش رو انگلیسی بزنه و چه وقت فارسی ؟عددهای این پست رو نگاه کنین !

قربون همگی

راستی پس نوشت : تعطیلی ها رو شاید مدیون آقایون بازاری باشیم اما یک بنده خدائی خوب گفت که کاش انقدری که بازاریها به زیاد شدن مالیات اهمیت دادن به زیاد شدن ظلم هم اهمیت میدادن.