با جمعی از دوستان رفته بودیم بیرون . رسیدیم به یک جای خوش آب و هوا از ماشین پیاده شدیم و داشتیم دور و بر رو نگاه میکردیم که یک آقای دکتری از دوستان شروع کردند به جمع کردن هر چی آشغال از روی زمین بود و یک جا جمعشون کردن و آتیشش زدن . من با تعجب نگاه کردم دیدم ، کیسه و بطری پلاستیکی ،‌ دستمال کاغذی ، قوطی نوشابه و هرچی پیدا کرد رو ریخت توی این آتیش ،‌هوا هم سرد نبود که آتیش لازم باشه . بهش گفتم چی کار میکنی ؟ گفت من هر جا میرم طبیعت اونجا رو تمیز تر از قبل تحویل میدم . هرچی آشغال گیر میارم آتیش میزنم و اونجا رو تمیز میکنم . گفتم آخه این پلاستیکها چی ؟ گفت اونها هم میسوزه نگران نباش . دیدیم بعله ، پلاستیکها سوخت و نه بوی بدی داشت و نه دود خاصی ،‌ قوطی ها نوشابه هم جمع شدند و احتمالا بعدا پروسه زنگ زدنشون و برگشت به طبیعتشون راحت تر انجام میشه ،‌ بقیه آشغالها هم که تبدیل به خاکستر شدند .

دوتا مورد داشت این قضیه : اول اینکه یک آدم اینقدر مسؤوله که هر جا میره شروع میکنه به آشغال جمع کردن که اونجا رو تمیز کنه . این درصورتیه که یک عده آدم این آشغالها رو ریختند و رفتند و به روی خودشون هم نیاوردند که آشغالهاشون رو با خودشون ببرن .

دومین مساله که برام جالب بود این بود که معمولا هر چی دکتر دیده بودیم به شدت خودشون رو نژاد برتر میدیدن و حاظر نبودن خم بشن خاک کفششون رو بتکونن ،‌حالا یک آقای دکتر که با رتبه (حدودا) ١۵ در کنکور سراسری قبول شده و فوق تخصص هم گرفته توی طبیعت خم میشه و آشغال جمع میکنه . واقعا کارش قابل تقدیره .