١- آخر هفته ای مادرم زنگ زد که دعوتمون کنه برای نهار گفتم نه خیلی کار دارم و در ضمن میخوام یک مقدار استراحت هم کنم . نشون به اون نشون که برای پنجشنبه نهار مهمون داشتم ،‌ عصر مهمون داشتم ، شب یکی از دوستای بچه‌ها اومد و شب هم موند . فکر کنم دفعه بعد که دعوتم کردند با سر برم !!

٢- کارم داره روی روال میفته . استرسم کمتر شده . بد نیست . خدا رو شکر

٣-  بابا این مدادسفید یک توضیحی داد و غیب شد اما این پیپ خسته هیچی نگفت و غیب شد . انصافه ؟

۴- با توجه به اینکه مشکلات موبایلیم کلا حل شد رفت پی کارش میشه مشکلات هندی کمی من رو هم حل کنید . خدا یک در دنیا و صد در آخر بهتون عوض بده .

۵- عزت همگی زیاد .