١- خیلی بده که به عنوان یک مادر از اینکه از تنهایی لذت میبرم احساس شرمندگی میکنم . فکر میکنم باید از سر کار بیام خونه و در خدمت بچه هام باشم .فکر میکنم به اندازه کافی در طول روز ازشون دور بودم دیگه حق ندارم برای خودم کاری بکنم . بدی این طرز تفکر اینه که وقتی ازشون دورم احساس عذاب وجدان میکنم و وقتی زیاد پهلوشون باشم احساس خفگی .خجالت

٢- ماه رمضون در اداره /شرکت / محل تحصیل شما چگونه گذشت ؟ ما سر ظهر نهار خوری شرکتمون باز بود و غذای سرد میشد خورد. باز هم کاچی به از هیچی .

٣- آخ امروز انقدر کار داشتم که نگو . رئیسم هم گیر سه پیچ داده بود به یک کار خیلی معمولی و تا تمام تاریخچه و جد و آباء ش رو در نیاوردم ولم نکرد . کلی استرس کشیدم که چرا نمیگذاره به بقیه کارهام برسم . دو سه ساعت آخر روز رو رفت جلسه و من یک نفسی کشیدم و یک کم کارم رو سبک کردم .

۴- من دارم به یکی از طرفداران جدی و سر سخت برنامه پا*را*زیت تبدیل میشم . خیلی باحاله خدائیش . هر دفعه میبینم کلی میخندم . این دو نفر مجری و تهیه کننده‌اش خیلی با نمکند .

۵- فیلم و سریال تعطیل شده . مجبوریم یک مقدار درس بخونیم . خیلی داره سخت میگذره . همیشه عقیده داشتم سخت ترین کار دنیا درس خوندنه . با اینکه سالهاست درس نخوندم اما هنوز هم همین عقیده رو دارم .

سایه عالی مستدام