١- یک کم دارم میفتم روی روال . این مسافره کاملا روالم رو عوض کرده بود .

2- دیروز عصر (ساعت 5 ) از شرکت رفتم بیرون . از دم یک سوپر رد شدم دیدم یک خانم ازش اومد بیرون در حالی که یکی از این کلاب ساندویچها خریده بود . با خودم گفتم خب لابد میره جایی میخوره که کسی نبینه . یک کم اومدم جلوتر توی یک فضای سبز کوچیک که خیلی هم جای کم رفت و آمدی نبود دیدم یک پیرمرد نشسته و یک ظرف ماست جلوشه و یک تکه نون . نون رو میزنه توی ماست و میخوره (خدائیش خودم هم خیلی هوس کردم ) گفتم بابا این هم بیچاره پیره و خب دیگه بیخیال ماه رمضون شده . دو قدم اونطرف تر دیدم یک پسر جوون نشسته توی چمن و داره یک ساندویچ گنده میخوره !!! چه خبره ؟

3- اما اصولا این قانون اینکه جلوی روزه دار چیز نخورین خیلی مسخره است . روزه دار کسی هست که میتونه اما نمیخواد بخوره . ما هر روز توی خیابون چیز میخوریم جلوی کسانی که شاید میخوان اما نمیتونن چیز بخورن . این دومی که بدتره .

4- من اگه یک کاره ای توی این مملکت بشم اول چادر رو ممنوع میکنم و بعد هم این قضیه تظاهر به روزه خواری رو برمیدارم . عملا ما همه مون داریم تظاهر به روزه داری میکنیم !!! مسخره ها

5-کم کم دارم میفهمم که چرا من توی این مملکت یک کاره ای نشدم لبخند