١- دیروز بعد از کارم باید سر یک ساعتی یک جایی می‌بودم . یک مقدار فاصله بین کارم و قرارم بود . یک کتاب هم احتیاج داشتم بنابراین رفتم یک سری به یک کتاب فروشی نسبتا بزرگ زدم . با خودم قرار گذاشتم که به جز کتابی که لازم دارم هیچی نخرم و وقتی با ۴ تا کتاب و یک پاک کن اومدم بیرون احساس کردم چقدر میتونم خودمو کنترل کنم چون اگه مثلا ده سال پیش بود احتمالا تمام پول کیفم رو خرج میکردم و یک چیز هم بدهکار میشدم و میومدم بیرون .

٢- توی کتابفروشی خیلی گشتم چون باید وقت هم میگذروندم . احساس کردم چقدر تشنه دونستن تاریخم . چقدر دلم میخواد بدونم توی انقلاب مشروطیت چی گذشت . ملی شدن صنعت نفت واقعا چطور بود ؟ و البته خیلی از رویدادهای معاصر که معلومه منظورم چیه . دلم رمان تاریخی میخواد . رمانی مثل " سهم من " که در عین حال که داستان قشنگ و روونی داره یک برحه تاریخی مهم رو تعریف کنه .

٣- سال تحصیلی داره شروع میشه و ماه رمضون هم تموم میشه . با اینکه محل کارم خیلی به خونه نزدیکه(یک کورس تاکسی ) اما بازم هول ترافیک افتضاح برم داشته . اگه از تهران ترافیک و آلودگیش رو برداریم شهر بسیار قشنگ و خوبیه اما متاسفانه نه تنها نمیشه این دوتا رو برداشت که روز به روز هم بیشتر میشه .

۴-این همکارهای جدید من اند مثبتی هستند . اعلام کردند شنبه تعطیله . اینها گفتند نه اگه دولت اعلام کرده شامل ما نمیشه . از شرکتهای تابعه ما زنگ زدند با توپ پر که به ما گفتند باید بیاین شما چی ؟ گفتم اینا خیلی آروم و بدون هیچ تنشی به هم گفتند که خب ما که باید شنبه بیایم . گفتند شما چقدر مثبتید !!! گفتم البته یک مقدار درکشون میکنم چون خیلی از چیزها توی این شرکت روی حساب و کتاب هست و حق کارمندها رو میدند دیگه روی ساعت کار کل کل نمیکنند . الان که ساعت کار سه و ربع هست من معمولا ساعت ۵ پا میشم در حالی که هنوز نصف همکارها همینطور نشستند و دارند کار میکنند . یکی از دلایلش رو توی همین ماموریت عسلویه فهمیدم . حق ماموریت و اضافه کاریم بین ۴ تا ۵ برابر ماموریت مشابه در شرکت قبلی بود . که رقم کمی نیست .

۵-یک عیب داره این شرکت که روز اولی که واردش شدم خیلی توی ذوقم زد . ساختمون قدیمی ،‌ تراکم زیاد کارمند در مساحت و لوازم اداری و میز و صندلی های خیلی قدیمی . دارند یک کمیته ای تشکیل میدن که ببیند برای ارتقا کیفی چکار میتونند بکند . من رو هم توی کمیته گذاشتند . من میخوام حتما قانعشون کنم که ساختمون رو عوض کنند و حتی المقدور بیان نزدیک خونه ما یک ساختمون بگیرند چشمکچه اشکالی داره ؟من اگه راحت باشم راندمان کارم میره بالا و به نفع اونها هم هست ! خنده

۶- در مورد آیتم شماره ٢ پیشنهادهای سازنده را پذیرا هستیم

٧- قربون شما