١- توی یک خیابون / کوچه نه چندان پهن با بچه هام میرفتم . تمام پیاده رو ها رو کنده بودند تا بازسازی کنند . کوچه یک طرفه بود اما چند ماشین ورود ممنوع اومده بودند . دو طرف ماشین پارک بود و هر جا هم ماشین پارک نبود اینهایی که ورود ممنوع میومدند ماشینشون رو میچپوندند تا روبرویی ها برند و اونها دوباره به خلاف رفتنشون ادامه بدن . یکی دوتا غر به این خلاف کارها زدم و هیچی نگفتند . یکهو دیدم یک ماشین داره با سرعت زیاد میاد . خلاف نمیرفت اما واقعا این سرعت توی این کوچه هم لزومی نداشت . بچه هام رو هول جمع کردم و کشیدمشون کنار و وقتی رسیدم کنارمون بلند گفتم :‌آقا ! ایستاد و گفت بفرمائید ؟ گفتم میبینی که پیاده روها کنده است . یک عده هم خلاف اومدند تمام راه رو بند آوردند دیگه شما انقدر تند نرو ما چکار کنیم ؟ برگشت گفت : شرمنده ام !! گفتم خواهش میکنم در حالی که انتظار این جوابو ازش نداشتم .

٢- از یک تقاطع اومدم رد بشم یک خانم با اینکه میدید روبروش بسته است راهشو گرفت و اومد جلو و تقاطع رو بست . شیشه رو کشیدم پائین و گفتم خانم میبنی که راهت بسته است چرا راه ما رو میبندی ؟ گفت ببخشید و دنده عقب گرفت !

٣- همسر من مدیر ساختمونه . ما طبقه پائین زندگی میکنیم و بالطبع از وضع و حال آسانسور خبری نداریم چون استفاده نمیکنیم . ظاهرا آسانسور خراب شده بود و یکی از همسایه ها شاکی شده بود که چرا رسیدگی نمیشه توی بورد ساختمون اعلان زده بود که مدیر محترم ،‌آسانسور نیاز به سرویس دارد . همسرم رفته بود زیرش نوشته بود : مدیر این ساختمون تلفن دارد ،‌نیازی به اعلان عمومی نیست . فرداش دیدیم اعلان رو کندند .  عصرش هم خانم همسای اومد دم در و گفت هم اومدم عذر خواهی کنم از کارم هم اینکه اگر برای رسیدگی به کار آسانسور کمکی میخواهین من در خدمتم !!‌

۴- این سه تا اتفاق در طی کمتر از ده روز افتاد و به نظرم اومد اعتراض اگه منطقی و مودبانه باشه احتمال داره به جایی برسه .