قرار بود در مورد شرکتمون بنویسم .

توی شرکت بزرگی کار میکنم . خودشون میگن شامل بیش از 30 شرکت در یک گروه هست . پارسال که دنبال کار بودم خیلی دلم میخواست که اینجا بیام و نشد و به شرکت قبلی رفتم که یکی از زیر مجموعه های اینجا هست . شرایطش خیلی با اینجا خیلی فرق میکرد و من دووم نیاوردم . همون موقع یکی از آشنا ها گفت بیا با ما و به صورت پروژه ای کار کن که من از اون شرکت در اومدم و همزمان از همین شرکتی که توش هستم به من زنگ زدند که بیا اینجا و من گفتم نه میخوام یک مدت کار آزاد رو تجربه کنم اما کسی رو میشناسم که به دردتون میخوره و آقای سین رو معرفی کردم . گفتند اتفاقا خودش هم اومده و من توصیه اش کردم و گفتم به کار شما مسلطه و خوبه که بگیرینش و تموم شد . آقای سین هم از اون طرف فهمید که من توصیه اش کردم و بهم زنگ زد و تشکر کرد .

حدود دو ماه بعد باز از همینجا و همون شخص قبلی به من زنگ زد که نمیاین اینجا ؟!!! گفتم یعنی چی مگه آقای سین نیومد ؟ گفتند نه اون برای مصاحبه اومد و نمره فنی خیلی خوبی گرفت و همه چیز رو به راه بود تا کمیته استخدام دیدش . توی این کمیته استخدام یک دکتر روانشناس هست که بعد از مصاحبه با آقای سین به شدت باهاش مخالفت کرده و انقدر نمره بدی بهش داده که رد شده . حالا تر خدا بیا و ماخیلی احتیاج داریم و غیره .

همون موقع من به این نتیجه رسیده بودم که کار آزاد برای خانمی که دوتا بچه داره چیز مزخرفیه و از 7 صبح تا 9 شب ممکنه به تلفن آدم زنگ بزنن و زندگی برای آدم نمیگذارند و گفتم یک سر میزنم ببینم چی میشه و با خودم گفتم این آقای سین آدم غیر معقولی نبود اگر اونو رد کردند لابد منو هم رد میکنن پس زیاد روش حساب نکن .

رفتم و با مدیر مستقیم و معاونت محترم حرف زدم و برخوردهاشون خیلی خوب بودو گذشت . بعد یک لیست آزمایش دادند که برم آزمایشگاه طرف قرارداد خودشون و بعد بیام به دکتر شرکت نشون بدم . آخرین مرحله هم همون کمیته استخدام کذائی بود . به این آخرین مرحله که رسیدم اصلا مضطرب نبودم آخه کار دیگه ای داشتم و امیدی هم نداشتم که قبول بشم . رفتم توی جلسه و آقای دکتره اومد و یک مقدار سوال جواب کرد . جالب اینجا بود که حتی سوالهای فنی هم پرسید و معلوم بود در کارمون مطالعه داره . صحبتهای دیگه اش هم جالب بود و در چند مورد وقتی من گفتم من اخلاقم اینطوریه یا اونطوریه دکتره سرش رو تکون میداد و میگفت کاملا مشخصه که اینطوری هستی .مصاحبه زودتر و راحت تر از اون چیزی که من فکر میکردم تموم شد و اومدم بیرون . بعد از چند روز کسی که منو معرفی کرده بود بهم زنگ زد که چه خبر ؟ گفتم ظاهرا خوب بود اما نمیدونم نظرشون چی میتونه باشه ! طرف گفت دکتره گفته این شخص خودشو خوب میشناسه و این خیلی خوبه و در نهایت هم نمره ای که کمیته استخدام بهت دادند رکورد بالاترین نمره در شرکت رو شکونده !!! برای همین هم معاونت گفته بالاترین امتیازات مالی رو به این شخص بدین که بتونیم جذبش کنیم و من الان اینجام .

همه این داستان حسین کرد رو گفتم که بگم که شاید به دلیل همون آقای دکتر و فیلتر سختی که گذاشتند الان توی یک محیطی کار میکنم که همه آرامش داریم . همه با خوشرویی با هم همکاری میکنن . عصبانیت و طلبکاری بین همکارها نمیبینی و همین رضایت شغلی خوبی رو برای ما آورده .

الان که این محیط رو میبینم به ارزش اون مصاحبه کمیته استخدام پی میبرم .