١- فصل اول لاست رو داریم تموم میکنیم و به نظرم میاد حجم رازهای موجود در سریال خیلی زیاده . باز هم باید جلو بریم و ببینیم . در کل خوش ساخته اما همون که گفتم کلی چیز به صورت راز هست که یک مقدار دوزش بالاست .

٢- با مامانم رفتیم خرید . صبحش رفته بودم آزمایشگاه و نمونه خون دادم اما به نظرم زیاد بود و صعف کردم (چهار تا شیشه خون گرفتند ). خلاصه همینطور که با مامانم میرفتم بهش گفتم من یک کم ضعف دارم یک چیزی پیدا کنم و بخرم برای خوردن که دیدم یک کیسه از کیفش در آورد و گفت بیا اینو برات آوردم . دیدم یک کیسه کوچیک هست که توش شکلاته و یک مقدار آجیل . با خودم فکر کردم که ایران تنها کشوریه که مامانها وقتی با بچه شون میرن بیرون حتما با خودشون خوراکی میبرند حتی اگه بچه شون در آستانه چهل سالگی باشه .

٣- گفتم رفتم آزمایشگاه . دکترم گفت برو آزمایشگاه مسعود . توی خیابون میرداماد نزدیک ولی عصر . چهار ماهه ساختمونشون رو عوض کردند (اینو تکنسینشون گفت )‌. ساختمون بسیار بزرگ و قشنگی ساخته بودند . توش کاملا کار شده بود ، منظورم اینه که طراح داخلی توش رو طراحی کرده بود . اول کار نسخه رو میدادی به پذیرش و بقیه اش اتوماتیک انجام میشد . یعنی وقتی میرفتی طبفه بعد برای پرداخت پول ،‌ مشخصاتت رو صفحه شون میومد و خودشون صدات میکردند و همینطور قسمت بعدی . وقتی وارد شدم و تعدا افرادی که اونجا بودند رو دیدم با خودم گفتم ای بابا تا ظهر اینجا هستم اما فکر کنم حدود سه ربع ساعت طول کشید تا همه کارم انجام بشه وبیام بیرون . نمونه یک محل کسب که هم خوب و دقیق سرویس میدند و هم اینکه مدیریتش خوبه و به مشتری احترام میگذارند . موفقیتشون بیخود نیست . نوش جونشون .

۴- بالاخره یک مسوول HSE * منطقی دیدیم . هر وقت میرم بازدید چون محیط صنعتیه مجبورم کفش ایمنی بپوشم . هوار میزنم که بابا پای من حداقل سه شماره کوچیکتر از کوچکترین کفش شماست و این کفشها انقدر گشادند که باعث میشن من بخورم زمین ولی قبول نمیکنن . ایندفعه مسوولش اومد و وقتی کفش رو توی پای من دید گفت لطفا شما کفش خودتون پاتون باشه این خطرناکتره . بعد هم در جا زنگ زد که کفش کوچیک برام سفارش بده بیارند که برای دفعه بعد آماده باشه .

* - Health Safety and Environmet