قبل از سال نو رفتیم مسافرت . یکی از جاهایی که دیدم شهر لاهیجان بود.  شهر بسیار قشنگیه . خیلی ازش خوشمون اومد و با یک خاطره خیلی خوب اونجا رو ترک کردیم .

خاطره خوب مربوط به قسمتیه که با دوستانمون رفتیم تله کابین شهر و با تله کابین رفتیم بالای کوه . یک مدتی که چرخیدیم و گشت زدیم دوستمون متوجه شد که کیفش رو توی تله کابین جا گذاشته . رفتیم دفتر تله کابین گفتند کسی اینجا چیزی رو تحویل نداده . زنگ زدند ایستگاه پائین اونها هم گفتند ما چیزی پیدا نکردیم . من و همسر گرامی ایستادیم دم کابینها که توی یکی یکیشون رو ببینیم . دوستهامون رفتند پائین که دوباره سوال کنند . توی کابینها که چیزی نبود اما بعد دوستامون از پائین زنگ زدند که پیدا شد و بیاین پائین . رفتیم و پرسیدیم چی شد ؟ گفتند ظاهرا بعد از تماسی که با دفتر پائین گرفته شد یکی از کارمندها کیف رو پیدا میکنه و میاره . اونها هم کیف رو باز میکنند و از توش کارت ماشین رو پیدا میکنند . میرن توی محوطه پارکینگ دنبال ماشین میگردند و وقتی میبیننش میفهمند که هنوز صاحب کیف نرفته و یک کاغذ به شیشه راننده میچسبونند که بیاین کیفتون رو بگیرین . بعد اینها هم کیف رو میگیرن و صاحب کیف دست میکنه توی کیفش و یک تروال 50 تومنی در میاره و میگه لطفا اینو بدین به کسی که پیداش کرده اما مدیر اون بخش قبول نمیکنه و هر چی این اصرار میکنه میگه وظیفه مون بوده . بعد که برمیگردیم دم ماشین کاغذ یادداشت اونها رو هم میبینیم و واقعا از اینهمه زحمتی که به خودشون داده بودند تا از مال دیگران حفاظت کنند تعجب کردم و خوشحال شدم . من که ندیدمشون اما اصولا با یک خاطره خوب از مردم لاهیجان شهر رو ترک کردیم .

این بود انشای من در مورد مسافرت عید  لبخند