1- همین الان از سینما اومدیم . فیلم ورود آقایان ممنوع رو دیدیم . خیلی چسبید واقعا خوب بود . توصیه اش میکنم . کلی خندیدیم .

2- دیشب هم این سفرهای گالیور رو دیدیم .همین که نسبتا جدیده . یکی از صحنه هاش که توی خونه عروسکها میگذشت و مهمونی چای بود از ته دل خندیدم . قهقهه ای زدم که مدتها بود نزده بودم . خیلی عالی بود .

3- کلاسمون که تموم شد الان دارم سعی میکنم یکی از مواردی رو که یاد گرفتم به طور مستقیم توی کارم وارد کنم . ببینم میتونم یا نه . اگه بشه خوشحال میشم که یک تحولی توی کار ایجاد کنم .

4- طی یک اقدام انقلابی چهارشنبه همگی بچه های گروه رفتیم پیش معاونتمون و یک نموره چغلی مدیرمون رو کردیم و یک نموره هم برای اضافه حقوق مسخره مون غر زدیم . در مورد مدیرمون نگین چرا چغلی کردیم . چند ماه پیش وقتی جونمون به لبمون رسید من نگذاشتم که بچه ها برن پیش معاونت , گفتم باید اول با خودش صحبت کنیم . این کارو کردیم اما فرقی نکرد و الان با وجدان راحت رفتیم پیش مافوقش . اول هم حرفمون رو با این شروع کردیم که این خیلی ماهه , اخلاق خیلی خوبی داره , سوادش بسیار بالاست , ما دوستش داریم ... اما وسواسیه و به ما اعتماد نداره . وقتی کاری رو به ما میسپاره خودش هم باز دنبالش رو میگیره . نامه هایی که به ما ربط نداره رو به ما ارجاع میزنه . معاونتمون گفت خب چه اشکالی داره ؟ گفتم اشکالش اینه که من چند وقته باید بشینم یک چیز رو طراحی کنم دیروز صبح کامپیوترم رو روشن کردم میبینم 70 تا نامه جدید توی کارتابلم هست . هول شدم نشستم سرش . بعد از یک روز کار کردن تعداد نامه ها رسید به 24 تا . فکر میکنین چند تاش رو اقدام کردم ؟ حتی یکیش هم اقدام نکردم همش بی ربط بود . خب وقتم تلف شد . اینو شنید و هیچی نگفت . حالا ببینیم چکار میکنه .

5- چرا من برای ادامه تحصیل هیچ کاری نمیکنم ؟ چند تا کتاب گرفتم برای کنکور سال دیگه بخونم اما نمیدونم چرا نمیشه . دوای درد تنبلی سراغ دارین ؟ خیلی لازم دارم .