یکی از دوستان به من گفت یک جا یک خانمی فال میگره که عجیب و غریب درست میگه ، منهم به هوس افتادم و با یکی از دوستام قرار گذاشتیم و رفتیم .

محلی که این خانم فال میگرفت ، شاید یک واحد حدود 50 متری در زیر زمین یک منطقه نه چندان گرون قیمت بود .

توی همین 50 متر یک نفر فال میگرفت ، دوتا صندلی آرایشگری بود و یک چرخ و میز خیاطی! چند نفر هم داشتند اونجا کار میکردند .

توی مدتی که منتظر نوبتمون بودیم از این فضا لذت بردم ، خانمی که فال میگیرفت واقعا اندازه یک دکتر مشتری داشت . آرایشگره اصلا دستش خالی نبود . نفهمیدم کی کار خیاطی میکنه اما در کل 4-5 نفر داشتند کار میکردند . توی این زمانی که منتظر بودیم دوست من از فرصت استفاده کرد و یک کار آرایشگری انجام داد . آرایشگره داشت تعریف یک جور ماسک مو رو برای یکی میکرد که منهم خوشم اومد و خریدم ، یک نفر دیگه هم بعدش توی دست من دید و اونهم خرید .

به همین راحتی با برخوردهای خوب و زحمتی که میکشیدند خوب مشتری داشتند . واقعا خوشم اومد .

حالا بریم سراغ فال - تا نشستم جلوی خانم فالگیر ( که ظاهر بسیار معقولی داشت و اصلا اجغ وجغ نبود ) گفت تو اصلا باید مرد میشدی ، منشت و اخلاقات مردونه است و با آقایون بهتر میتونی دوست بشی تا خانمها تعجب . منهم شکل این صورتکه بودم .

تعداد بچه ها و جنسیتشون و ترتیب سنیشون رو همینطور از بر گفت !!! یک چیزی درمورد همسرم گفت که درست نبود و همینطور پیش بینی هایی که در بیشترشون من خیلی خیلی تعجب کردم که چطور مسائلی که توی ذهنم بود رو میگه .

به هر حال کار سطح پائینی کردم رفتم پیش فالگیر میدونم اما باور کنین تفریح خوبی بود و از اون محیط خیلی خوشم اومد و اون توصیفاتی که ازم کرد منو باز برد تو حال و هوای سوال قبلی که البته به توصیه لاله جونم چون نمیخوام معروف بشم و برم تو مسابقه قویترین مردان دنیا او ز مساله بادمجون کوتاه اومدم .

قربون شما