1- گرمه بابا ، گرمه .

2- این آمار گردشگرهای ایرانی در ترکیه منو کشته . یعنی وقتی بری آنتالیا هر آجری رو برداری باید دو سه تا ایرانی از زیرس بیان بیرون .

خوش به حال برنامه ریزهای این مملکت . توی یک کلاسی بودم ، استاده میپفت الان اگه بخوای بری شیراز چند روز توی هتل خوب باشی از رفتن به آنتالیا برات گرونتر درمیاد . تازه نه خدمات آنتالیا رو داره و نه تفریحات اونو . لابد یک چیزی هست که مردم میرن .

3- پروژه خیاطی کردنم با افت و خیز همراه هست !!! بدترین قسمتش نداشتن یک فضا برای مستقر بودنه . چرخ خیاطی که قرار باشه بره روی میز نهار خوری و با اومدن هر مهمون جمع بشه که به درد نمیخوره . امیدوارم وقتی خونه رو عوض کردیم یک جا و مکانی برای چرخ خیاطی پیدا کنم .

4- خانمی که توی خونه مون کار میکرد رفت و ما داریم زندگیمون رو میکنیم . دخترم وظیفه پیدا کرده که میز غذا رو بچینه و جمع کنه . من آشپزی و ظرف شوری میکنم . پسرم باید لباسها رو روی طناب پهن کنه و جمع کنه . همسر گرامی هم وظیفه خطیر آشغالانس رو داره و پنجشنبه هم با دخترم خونه رو نظافت کردند . اگه یک ماشین ظرفشویی داشتم خیلی راحت تر بودم اما جاش رو ندارم و با توجه به اینکه چهار نفر هستیم این رومیزی هاش رو برامون کافی نمیدونم . ایشالا خونه رو عوض کردیم یکی میزنیم تو رگ لبخند.

5- در مورد آنتالیا اینو بگم که چند روز پیش آگهی دیدم توی روزنامه نوشته بود تور ترکیه ویژه ماه مبارک رمضان تعجب