1- واقعا به به به این پائیزی که داریم . واقعا دارم از هواش و بارندگیهاش لذت میبرم . خدا رو شکر از اینهمه نعمتش .

2- با رئیسم دو هفته پیش حرف زده بودم .  بهش گفتم ما میدونیم قصد بدی نداری اما نحوه کارت رو عوض کن . به نظر میرسید که حرفم این بار روش تاثیر گذاشته . از اون موقع تا حالا روی اعصابم راه نمیره . یک کارو بهم میده و من هم به کوب روش کار میکنم اما دیگه حرصم رو در نمیاره . من هم چون اعصابم آرومتره معمولا عصرها بیشتر میمونم و کارو به یک جایی میرسونم و میرم . اوضاع بهتر شده .

3- بنایی و نقاشی و غیره و ذلک داریم بدجور . همسر گرامی به شدت درگیرشه و مشخصا زحمتهاش باعث شده که کار اون طوری که دلمون میخواد در بیاد . دیگه چیزی تا اسباب کشی نمونده .

4- هفته پیش خبر شنیدم از شرکتی که قبلا توش بودم که یک نفر با سرعت نور پیشرفت کرده و حسابی بالا رفته . خیلی شوکه شدم . طرف رو اصلا در حد پستی که گرفته بود ندیده بودم . جدی جدی داشتن پارتی چه نعمتیه که من همیشه ازش بی بهره بودم . باید خدا رو شکر کنم که به هر حال انقدر لیاقت داشتم که توی یک شرکت معتبر و با پایه حقوق بالایی کار میکنم اما خدائیش این جون کندنها یک دهم اون پارتی مفید نیست .

5- خانمی که توی کار خونه کمکم میکنه کلی از وسایلم رو جمع و کارتن کرده . بعله دستش درد نکنه اما انقدر وسایل زیادی رو بسته که امروز مجبور شدم چند تا کارتن رو باز کنم و دوباره توی کمدها بچینم !!! بابا هنوز داریم زندگی میکنیم نمیشه که همه چیز جمع بشه . 

6- چقدر دلم یک مسافرت بعد اسباب کشی میخواد . یک نذر مشهد هم داریم .ایشالا اگه جور شد برم اولین کارم دعا برای لاله عزیز توی حرم هست .