1- مشهد خیلی خوب بود . هر وقت میرم کلی دلم باز میشه . دیدن حرم و ضریح برام ارزشمنده حتی اگه قبل از اینکه برم توی دلم یواشکی به خودم بگم اینها خرافاته ، اما بازم بهم میچسبه . اما از اون طرف هم بعضی از این مشهدی ها کاری به روز آدم میارن که از رفتنم پشیمون میشم .

مثلا مسیر مستقیم میریم تا حرم ، تاکسی میگیره 1200 تومن برای چهار نفر ، برگشتنه همون مسیرو میگیره 3700 تومن . اولش خودتو میکشی که بابا این راهو چقدر میگیری لب باز نمیکنن خیلی که بگن میگن تاکسی متر داریم . آخرش یک چیزی میپرونن که برق از سر آدم میپره . خوشحالم که مشهد زندگی نمیکنم واقعا بعضیهاشون خیلی بی انصافند .

2- اگه بگم پس لرزه های اسباب کشی تموم شده دروغ گفتم . هنوز اوضاع آروم نشده . اما فکر کنم این هفته بیشتر از نود درصدش تموم بشه . چهار تا پرده مونده و قاب عکسها . رومیزیهامون رو هم دادیم خشکشوئی که وقتی بگیریمشون و پهن بشه کلی اوضاع بهتر میشه .

3- نمیدونم فردا صبح بعد از پنج روز تعطیلی چطوری برم سر کار . خدا بهم رحم کنه .

4- بهترین قسمت هتل یکی از رستورانهاش بود که سالاد بار داشت و میشد بدون سفارش غذا فقط سالاد خورد . ای خدا من که دوبار رفتم سر این میز بار و انقدر سبزیجات خوردم که هلاک شدم . اصولا در مقابل سبزیجات خام ، پخته ، سرخ شده ، بخار پز و غیره بی جنبه هستم و زیاد میخورم .

5- موقع خرید سوغاتی هم رفتیم سراغ یک تسبیح فروشی و بهش گفتم تسبیح خوب میخوام . یک بسته باز کرد که توش همه تسبیح های با سنگهای طبیعی بود .البته مسلما سنگهاش درجه یک و دو نبودند وگرنه قیمتش سر به فلک میزد . اما واقعا قشنگ بودند . فکر کنم هفت تا تسبیح از اونجا خریدیم . بقیه اش هم زرشک و نبات و زعفرون . راحتترین سوغاتی ممکن .

6- وای که چقدر خوابم میاد . با اجازه برم برای لالا .