1- داستان راننده های مشهد رو که گفتم که چقدر از دستشون حرص خوردم اما این هم بد نیست بشنوین .

2- برای رفتن به فرودگاه در تهران آژانس گرفتیم تا مهرآباد . مسیریه که من یک ماه درمیون میرم برای اینکه ماموریت هوایی میرم . همیشه از یک آژانس ماشین میگیریم و خیلی ازش راضی هستم این اواخر کرایه آژانس تا مهرآباد 10 هزار تومن شده برای رفت و برگشت هم همین حدوده . ایندفعه هم از جای همیشگی آژانس گرفتیم و رفتیم و دم فرودگاه گفت میشه 12 هزار تومن . گفتم زیاد گفتین آقا من هفته پیش اومدم با 10 هزار تومن . گفت الان شما 4 نفرین و برای نفر چهارم هزار تومن اضافه میشه !!! دوتا چمدون دارین و اون هم هزار تومن دیگه !!!!! ما این کرایه رو دادیم اما برای من قابل قبول نیست از جایی که مشتریشون هستم این داستان اتفاق بیفته .

وقتی برگشتیم زنگ زدم به آژانس و قضیه رو گفتم . گفت کرایه اش 10 هزار تومن بوده و میگم بقیه اش رو براتون بیارند . من هم اصلا فکر نمیکردم این کارو کسی بکنه و گفتم باشه . امشب راننده هه اومد زنگ زد و دوهزار تومن آورده بود ، داد دستم و گفت من حق خودم رو گرفته بودم اما انگار شما محتاج تری !!!!!! گفتم من با زحمت پول درمیارم و پولی که میگیرم با رضایت شخص مقابل میگیرم پس برام ارزش داره / گفت دفعه بعد هم ماشین خواستین من نمیام . گفتم نیا .

اما خدائیش خیلی حالم بد شد . بلافاصله زنگ زدم به آژانس و ماجرا رو تعریف کردم گفت دقیقا همین جمله رو گفت ؟ گفتم بعله . گفت نباید میگفت و ما باهاش صحبت میکنیم . راستش بعد به این فکر کردم که احتمالا این آدم الان از کار بیکار میشه اما خدائیش هیچ وقت به اصطلاح نون بریدن توی زندگیم معتقد نبودم . به کار کردن سیستم آمریکایی معتقدم . تا وقتی یک آدم کار میکنه باید کاملا تامین باشه اما به بهترین وجه کارشو انجام بده و اگر نداد بدونه که هر لحظه ممکنه بهش بگند خداحافظ .

در مورد نون و غیره هم معتقدم روزی دست خداست و کسی نمیتونه نون کس دیگه ای رو ببره .

3- مثل تمام محله های تهران در نزدیکی خونه ما چند تا سوپر مارکت هست . پس چه دلیلی داره برم از اونی که اخمش توی هم هست و به جای اسکن کردن اجناس و رسید دادن روی هوا اعداد رو توی ماشین حسابش میزنه خرید کنم ؟ وقتی عرضه زیاده خب حق انتخاب داریم .