سلام .
من معمولا ای یمل فوروارد نمیکنم . بیشتر به این خاطر که بیشترش حاوی اطلاعات غلطیه . اما بعضی وقتها جملات قشنگ رو فوروارد میکردم که الان فهمیدم اون هم کار اشتباهیه .
با توجه به اینکه نویسنده وبلاگ آهوی ناتمام خودش گفته که کپی مطلب با ذکر نام نویسنده نه تنها بد نیست ، بلکه خیلی هم خوبه من این پستشون رو اینجا کپی میکنم :
 
 
شبی که دزد به خانه ام زد ، پای من هم به آگاهی باز شد ... پس از شناسایی آقا دزده - که همسایه ی گرامی ام بود - و مدتها رفت و آمد ، افسر مربوطه فرمودند : آقا دزده رو بگیر بیار اینجا ... بقیه اش با ما !!!!

 هرچی براشون توضیح دادم که شغل من چیز دیگری است و شغل اونها کشف جرم و دستگیری مجرم ... به نتیجه ای نرسیدم جز اینکه بهترین شغل و شاید آبرومندانه ترین شغل توی این مملکت دزدی هست .

چیزی که در ادامه می خوام براتون بنویسم شاید با توجه به اوضاع و احوال مملکتمون ، حرفای پیش پا افتاده و بی اهمیتی باشه و بگین : خانه از پای بست ویران است ... خواجه اندر پی بند تنبان است !!!

می خوام ازت بپرسم آخرین باری که دزدی کردی کی بوده ؟ ... آخرین باری که به یه دزد کمک کردی کی بوده ؟ ...

چندبار تا به حال زیر یه شعر یا یه جمله که به نظرت حرف حسابی هست ، اسم خودت یا یکی دیگه رو نوشتی و منتشر کردی ؟ ... تا به حال چندبار ندانسته با پول دزدی ، دوستانت را شام مهمان کرده ای ؟ ... چندبار ندانسته به یک دزد ادبی در انتشار و گسترش امور دزدی اش با فوروارد کردن یه ایمیل یا پیامک کمک کرده ای ؟ ...

شعر های اکبر اکسیر را به نام حسین پناهی دریافت کرده ام ...

جملات نیچه و عمران صلاحی و ... را به نام دکتر شریعتی دریافت کرده ام ...

جملات گاندی و ... را به نام پروفسور حسابی دریافت کرده ام ... و ...

اینترنت فارسی داره یه چیزی می شه شبیه " فیلمفارسی " ... یه چیز پر طرفدار بی پایه ...

کپی کردن و تقلید کردن و دزدی ایده های دیگران جزو فرهنگ ما شده ... برنده سیمرغ فیلمنامه در جشنواره فجر ، کپی یه کار خارجیه ... از پرفروش ترین رمانهای ما ترجمه کار یه بدبختی اونور دنیاست ...برنده ی اول ایده در معماری ایران ، ساختمانی است که چندسال قبل در چین ساخته شده ... و عجیب است از این همه دزدی فرهنگی و هنری ...

می گفتیم " دزدی که با چراغ آید گزیده تر برد کالا " ولی در مورد شعر های خودم ، فکر کنم ضرب المثل " دزدناشی به کاهدون می زنه " بهتر جور در میاد .

 

گوسفندانی بودیم

خرمان کردند

گرگ شدیم

 

این شعر از خودم معروفتره و در وبلاگها و سایتهای زیادی بدون نام من حضور داره .

 

دستانم بوی گل می داد

مرا گرفتند

به جرم چیدن گل

به کویر تبعیدم کردند

ویک نفر نگفت

شاید گلی کاشته باشد

 

این شعر در حدود ۲۰۰۰۰۰ سایت و وبلاگ ( به نام دکتر شریعتی و با حذف کویر به نام چگوارا) وجود داره ! ... دارم به تناسخ معکوس ایمان میارم ! تازه در این تناسخ معکوس تغییر جنسیت هم داده ام !!!!

 

پروانه

برای پرواز رنگینش

محتاج پیله است

 

بگذار تنها باشم

 

یواش یواش باید قبول کنم این شعر را فروغ فرخزاد پس از فوتش توسط من سروده !!!

یا مثلا دوست گرامی ام به راحتی می تواند بیاید و بگوید : بیا این سی-دی تقدیم به تو ... با اجازه !! ازشعرهات توی موسیقی متن فلان فیلم استفاده کردم ...یا دوست دیگری کلی هنر از خودش نشان بدهد و بی اجازه اسم کتابش را از عنوان یکی از شعرهای من انتخاب کند ...

اوضاع نشر و ارشاد و کتاب و کتاب خوان این مملکت خیلی ها رو به سمت انتشارات اینترنتی آثار و افکارشون هل داده است ... و این بازاری را برای خیلی ها جهت کپی و پیست کردن شتر با بارش فراهم کرده است ... استاد پیر کوته فکری از همین روش و فقط با کپی کردن مجموعه ی شعرهای کوتاه شاعران از اینترنت کتابی چندصدصفحه ای چندین هزار تومانی به چاپ رسانده و به تمام کسانیکه از شعرشان ارتزاق کرده ، از قیصر امین پور و سیدعلی صالحی ، تا بنده ی حقیر ناسزا حواله فرموده ...

بیایید به همدیگر احترام بگذاریم ... دزدی نکنیم و در دزدی شراکت نکنیم ...

توی این مملکت مجری یه اثر از خالق اثر مهم تر و معروف تر است ... عادت کرده ایم بگوییم : ترانه ی گوگوش ... فیلم بهروز وثوقی ... یعنی حذف نویسنده - شاعر - کارگردان - آهنگ ساز - نوازنده و تمام خالقین آثار فرهنگی و هنری و ادبی این مملکت ... حالا شما در جایی قرار گرفته اید که می توانید تا حدودی جلوی این وضعیت را بگیرید ...

بیایید عادت کنیم به خالقین هنر و فرهنگ این مملکت احترام بگذاریم ...

باور کنیم با چپاندن نام دکتر شریعتی زیر اثر یک نفر دیگر ، نه تنها اورا بزرگتر نمی کنیم ، بلکه اعتباری را از او می گیریم ... باور کنیم دکتر حسابی هم حرفهای حسابی زده !!! ...

آثار هنری را با شناسنامه ( نام خالق یا خالقین اثر ) منتشر کنیم ...

اگر در شناسنامه ی یک اثر هنری اشتباهی دیدیم ، گوشزد کنیم ...

اگر نام آفریننده ی یک اثر را نمی دانیم بهتر است از کلمه ی " ناشناس " استفاده کنیم ...

اگر جمله ی قشنگی گفته ایم با نام خودمان منتشر کنیم ، نه امام محمد غزالی !!!!

 و یک لطف دیگر ... این موضوع را با دوستانتان به اشتراک بگذارید ...

با سپاس سینا به منش