1- یکی از مسخره ترین  کارهایی که تو زندگیم میکنم اینه که شب با سر درد بخوابم . به خودم میگم بخوابم خوب میشم . اما حتی یک بار هم نشده که صبح با همون سر درد و با حالتی که انگار تمام شب در اسپاسم بودم بیدار نشم . بعد مجبورم قرص بخورم . هیچ وقت نفهمیدم این چه مرضیه ، خب شب قرص بخور راحت بخوابی دیگه !

2- کارهای مسخره ام کم نیستند . مدتی توی گیر و دار بودم که برای کنکور درس بخونم . درس درست و حسابس که نخوندم ، زمان کنکور توی مسافرت بودم و به جلسه نرسیدم ، حالا هم دارم غصه میخورم که چرا کنکور ندادم . بگین حالا با اون خوندنت امید داشتی قبول بشی ؟

3- یکی دیگه اینه که انتظار دارم پسرم بشینه درس بخونه . جل الخالق چه جور آدمی این امید رو داره که من دارم . یا مادر فداکار میشی و میشینی ور دلش باهاش میخونی یا دیگه انتظار زیادی نداشته باش.

4- انتظار بعدیم اینه که از یک بچه 10 ساله انتظار دارم بفهمه که وزنش زیاده و جلوی شکمش رو بگیره . یکی نیست بگه خانم تو با این سن و سالت میتونی جلوی شکمت رو بگیری که از اون بچه توقع داری ؟ اگه میتونی بگیری چرا این 4-5 کیلو رو نمیری پایین ؟

5- ای خدا چقدر من کارهای عجیب و غریب میکردم و نمیدونستم . مطمئنم الان هم یک دهمش رو ننوشتم