1- ماه رمضونه و طبق معمول شرکت ما آبخوری و  سماورها رو جمع کرده و ظهرها یکی دوساعت رستوران بازه تا روزه خورها برن و نهار سردی رو سر پا بخورن و برگردن . به نظر من که امکاناتی که گذاشتند خوبه چون جاهایی که رستورانشون سر ظهر باز نیست هر گوشه یکی نشسته و داره چیزی میخوره که بدتره .

2- اولین شرکتی که بعد از تموم شدن درسم توش کار کردم نیمه دولتی بود . یادمه جایی برای روزه خوری نداشت و افتضاح بود . از اون جالب تر این که جایی برای نماز خوندن هم نداشت و کسانی که اتاق داشتند توی اتاق خودشون نماز میخوندن و بقیه تکلیفشون معلوم نبود .

3- حالا حقوق شهروندی و کارمندی و غیره ما واقعا چیه ؟ جای نماز خوندن باید داده بشه ؟ اگر کسی نمیتونه و یا نمیخواد روزه بگیره باید یک محلی بگذارن که بره غذاش رو بخوره ؟ بقیه موارد چی ؟ حق من شهروند چیه ؟ اگر رفتگری دم خونه ام رو جارو میکنه حق منه یا اینکه داره بهم لطف میشه ؟ کی اینها رو میدونه ؟

4- یکی از مشکلات من با شرکتی که قبل از اینجا توش کار میکردم نمازخونه شرکت بود. قسمت خانمهاش یک فضای یک متر و نیم در دو متر بود . فرشش و در و دیوارش انقدر کثیف بود که حالت به هم میخورد پا بگذاری روش . روز اولی که رفتی شرکت فرشش کثیف بود و ده ما بعد که داشتیم بیرون میومدم با مکاتبه های بسیار زیاد و گله هایی که کرده بودم یک بار این فرش رو شستند . فکر نکنین شرکت کوچیکی بود حداقل توی اون ساختمونی که ما بودیم بین 100 تا 150 نفر کار میکردند . مدیرانش هم از هیچ ماموریت خارجی نمیگذشتند و بخور بخور خودشون به راه بود  اما از شستن یک فرش سه متری دریغ داشتند .

5- یکی از مواردی که میشه یک آدم رو از گرفتن حقش منصرف کرد اینه که اصلا اون ندونه حقش چی هست .

عزت زیاد