خبر زلزله خیلی وحشتناک بود . شاید یک چیز از اون بدتر بود و اون مصاحبه با دکتر عکاشه بود که گفت این زلزله باید نهایتا 10 تا زخمی میداد .

مهندسهای این کشور در خواب هستند . خیلی ببخشید چون خودم یکی از اونها هستم به خودم اجازه میدم این حرف رو بزنم . ما چکار داریم میکنیم ؟

چیزهایی که یک کم تسکینم داد این بود که قسمت خیریه شرکتمون درجا ای میل زد و شماره حساب داد و تاکید کرد که وجوهی که جمع میشه رو سه نفر از فعالین این خیریه خودشون به طور مستقیم میرند در محل و بعد از بازدید و مشخص شدن نیازها در همون موارد مصرف میکنند .

ما هم کمی خوشحال شدیم که چه شرکتی داریم عین گله دیدیم دو تا از همکارها اومدند عین عقاب بالای سرمون و میگن پول بدین . هر چی گفتیم میریزیم به حساب گفتند نه اینطوری هم باید بدین . بعدش هم روی مبلغش چونه میزدند که بیشتر بدین . همه کلی بهشون چسبید که اینا دارن به زور ازشون پول میگیرند . آخه اینو بگم که اون شماره حسابه مال شرکت مرکزیه که چندین شرکت رو تحت پوشش داره . ما یکی ا ز زیر مجموعه ها هستیم و این همکارها هم نهایتا پول رو میریزن به همون حساب اول اما فکر کردند که اگر برن بالای سر بچه ها شاید حتی توی رودربایستی بیشتر پول جمع کنند .

به هر حال تنها تسکین در این جا همدردی بقیه هموطنها هست و البته نه پخش برنامه طنز از تلویزیون ملی .