1- خوبی وبلاگ کم خواننده اینه که هر وقت کم کاری کنی به چشم کسی نمیاد . نمیدونم اینجا باید اسمایلی ناراحت بگذارم یا خوشحال !

2- نزدیک به دوهفته پیش یک عمل جراحی داشتم و با اینکه عمل خوبی بود و دکترم خیلی خوب بود چون برش بزرگی در ناحیه شکم داشتم بسیار دردناک بود و خیلی اذیت شدم . دو سه روزه میتونم بشینم پای کامپیوتر .

3- عمل من چیز اورژانسی نبود ولی چون ممکن بود یک وقت اورژانسی بشه باید انجام میشد اما وقتی توی مرکز جراحی چپ و راست عملهای زیبایی میومدن و میرفتن با خودم میگفتم اینا چطوری برای زیبایی انقدر درد و ناراحتی رو تحمل کنن . البته خب عقیده هر کس محترمه .

4- حالا از هفته دیگه باید برم سر کار و واقعا نمیدونم میتونم 8 ساعت با این شکم کذایی پشت میز بشینم یا نه . اما مثلا من دو هفته نرفتم سر کار کلا 6 روز کاری از دست دادم .  ای ول به این مملکت همیشه تعطیل.

5- یک سوال برام پیش اومده . محمد مرسی یک قانون دیکتاتوری اومد بگذاره مردم ریختن بیرون و عرصه رو به دولت تنگ کردند اما سوال از رئیس جمهور در مجلس بسته شد که حق مجلس بود یک نفر نگفت چرا ؟ من واقعا بعدها به نوه ام چه جوابی دارم بدم ؟ بگم ما چه کردیم ؟ چه حقوقی  برای خودمون و آیندگان متصور بودیم ؟ واقعا خاک بر سر من کنن .