دلیل اینکه غر میزنم چیه ؟ من اصولا آدم غر غرویی نیستم . البته هر چی سنم بالاتر میره دوز غرم بالا میره اما دلیل غر زدنم این نیست . اینه که اینجا اصلا محل غر زدنمه . اما حالا که چند نفر به اینجا سر میزنن دیگه قول میدم خیلی غر نزنم.

زندگی روی رواله . بعد از یک دوره تنهایی مطلقی که داشتیم چند تا خانواده رو پیدا کردیم و کم و بیش میبینمشون . خودم به خونه نشستن دارم عادت میکنم . سعی میکنم از وقتم استفاده کنم . یک کار سخت اما خوبی که شروع کردم در آوردن ریز مخارج و درآمدهامون در این چند ساله بعد از مهاجرت بوده . یک مقدار هم دارم اطلاعات اکسلم رو استفاده میکنم که خوشحالم که یادم نمیره . تا اینجا مال یک سال اول که اصلا درآمد نداشتیم و خیلی راحت بود تموم شد . درآمد و هزینه سال دوم در حال کاره که یک مقدار پیچیده است و درآمد خوبه و از هزینه بیشتره . خدا به سال سوم رحم کنه که من کار رو کنار گذاشتم . البته اوضاع به بدی ای که من فکر میکردم نیست اما خب به هر حال درآمد کم شده .

دیشب فیلم قندهار محسن مخملباف رو دیدم . مدتها بود که فیلم مخملباف ندیده بودم و حال و هواشو یادم رفته بود . شاید آخرین فیلمی که ازش دیدم نوبت عاشقی بود که فیلمش به طور غیر مجاز دست به دست گشت و همه دیدنش . اولین فیلمی رو هم که ازش دیدم یادم نمیره . دستفروش بود . توی سالن دانشگاهمون با دوستم رفتیم دیدیم . از وسط فیلم دوستم حالش بد شد و هی میگفت بریم . من داشتم کل فیلم رو میبلعیدم و گفتم من تکون نمیخورم تو برو . اون هم نشست . اما بعد از اون نشد فیلمی از مخملباف ساخته بشه و من نبینم . احساس کردم برای اولین بار یک نفر داره راست میگه حتی اگه تلخ باشه . که البته خیلی هم تلخ بود . اما برای من از فیلمهای خوش رنگ و لعاب پر از دروغ بهتر بود . دوتا فیلم دیگه اش رو از کتابخونه درخواست کردم که توی راهه تا بیاد . چند شب پیش هم یک فیلم از بن استیلر دیدیم که خیلی بیخود بود و برای همین هم اسمش یادم نموند . البته فقط یک کم خنده دار بود همین .