-اول از همه سال نو مبارک . پارسال برای من سال افتضاحی بود و امیدوارم امسال بهتر باشه .

- از کامنتهایی که نوشته بودند همه عوض میشن ممنونم ، خیلی خوبه آدم بدونه که غیر عادی نیست .

- از حال و هوای عید بسیار لذت بردم همه چیزش حتی شلوغی ای که من ازش متنفرم برام جالب بود . شاید به این دلیلی که پارسال یک هفته مونده به عید مجبور شدیم بریم مسافرت و بیشتر از برنامه ای که داشتیم موندیم و به کل حال و هوای عید رو از دست دادیم .

- بیشتر از تعطیلی کارمندها میمونم خونه چون شرکت از مرخصیمون کم میکنه ولی گفته برین تا 17 ام پیداتون نشه . کلی کار گذاشتم که انجام بدم .

- دید و بازدیدها هر چند خیلی محدود بود اما خوش گذشت . اما بچه هام دارن بزرگ میشن و از الان زمزمه میکنن که مگه هر جا شما رفتین ما هم باید با شما بیایم ؟ و این شروع زمانیه که دیگه بیشتر جاها با ما نمیان .

- معمولا ما خونه تکونی نمیکنیم . همیشه در حال تمیز کردن یک چیزی هستیم ولی اونطوری نیستیم که خودکشون کنیم برای خونه تکونی . اما امسال خیلی اساسی کار کردیم . کشوها و کمدها و کتابخونه هایی که واقعا به هم ریخته بودند رو ریختیم بیرون و حسابی مرتبش کردیم . الان وقتی میبینمشون خیلی حس خوبی دارم .

- اینو گذاشتم آخر سر بگم . بهتر شدن حالم ، برای رفتن پیش دکتر  روانپزشک جدید و داروهای جدید هست که حالم رو خیلی بهتر کرده . دکتر قبلی خیلی معروف بود ولی کارهایی کرد که دیگه اصلا پیشش نمیرم . نمیدونم اینجا در موردش بنویسم یا نه اما بدم نمیاد تجربه خودم رو بنویسم که شاید اگر کسی میخواد پهلوش بره با آگاهی با این قضایا بره .