- سلام . ببخشید حتی به کامنتها جواب هم ندادم . یک مسافرت عجله ای برامون پیش اومد که چشمتون روز بد نبینه بدو بدویی داشتیم تا بلیط رو جور کردیم و کارها رو ردیف کردیم و راه افتادیم . خدا رو شکر آخرشه و فردا برمیگردیم خونه ؛ از کارهایی که برنامه زندگیم رو به هم میزنن خیلی بدم میاد .

- وضعیت روحیم بهتره . خیلی بهتره . فکر کنم داروهای دکتر جدید روم اثر گذاشته .

- دارم به فکر میفتم که بیشتر باید خودم کمک کنم . یکی از چیزهای مهم اینه که یه کمکی برای خونه بگیرم . نداشتن کسی که توی کار خونه بهم کمک کنه داره اذیتم میکنه . قسمت بدش اینه که چون روزها خونه نیستم دنبال کسی هستم که بتونم بهش کلید بدم خودش بیاد درو باز کنه و بیاد تو کارها رو بکنه و بره و پیدا کردن همچین آدم مطمئنی خیلی سخته .

- یه مورد دیگه اش کلاس عکاسی ای هست که قبلا رزرو کردم و الان حداقل سه ماهه من دنبالشم اما درست جلسه اول و دومش خورد به مسافرتم ! عجب شانسی دارم من !! حالا برسم خونه زود سراغش رو میگیرم ببینم اگر میشه جلسه اول و دوم رو بیخیال بشن من از هفته دیگه برم سر کلاس .

- حالم خیلی بهتره . از اظهار لطف همگی ممنونم