1- فکر کنم حدود 8 سال پیش بود که تازه دوربین اومده بود روی موبایلها و کلی همه ذوق مرگ شده بودند از اینهمه امکانات . یک مدیر پروژه داشتم که خیلی خوش فکر بود و هوش و استعدادش مشخص بود . به من گفت یه روز میرسه که این موبایل جای همه وسایلی که احتیاج داریم رو میگیره و من با تعجب نگاهش کردم .

حالا که موبایلم دسی بل سنج و فاصله سنج*و تراز و قطب نما و چراغ قوه و نقشه شهر و مسیر یاب و دفتر یادداشت و پخش موسیقی و ماشین حساب و دوربین فیلمبرداری و عکاسی با کیفیت خوب داره و باهاش ای میلم رو چک میکنم و از دیکشنریش استفاده میکنم و ....  فکر کردم این آدم خیلی دید خوبی داشته . **

2- روز به روز تعداد خانمهایی که با لاک میان دستشویی شرکت و وضو میگیرن و نماز میخونن بیشتر میشه . دیگه از دیدنش هم تعجب نمیکنم .

نمیدونم به عنوان بدعت باید به این موضوع نگاه کرد و یا آزادی فردی و یا اینکه چه خوبه که با اینکه دوست داره لاک بزنه نمازش رو هم میخونه . که البته در هر حال به خودشون مربوطه و آزادن ، اما اگه چند سال قبل اینو میدیدم خیلی بیشتر تعجب میکردم .

3- نمیدونم چطور میتونم خاطرات بد رو از خودم دور کنم . یک بار پیش دکتری رفتم که گفت تو خاطره بد 13 سال پیش هنوز جلوی چشمته و زنده است که کاملا درست میگفت و خاطره های بد قدیمی تر هم هنوز جلوی چشمم هست . چند جلسه بعد ازم پرسید خوابت چطوره ؟ گفتم افتضاح ، دیر میخوابم خواب عمیق خیلی کم میرم و بد بیدار میشم . گفت پس همینه ، چون آدمها توی مرحله REM  خواب با خاطرات بدشون کنار میان و چون تو اونو کم داری نمیتونی کنار بیای . 

 اونهایی که خوابشون خوبه چند جوره باید خدا رو شکر کنن .

 

* فاصله سنج رو که فعال میکنیم مثل دوربین میشه . روی هر چی زوم کنیم فاصله اش رو از موبایل میده .

** فهمیدیم بابا گوشی هوشمند داری نیشخند