- یه گرفتاری داشتیم که به احتمال 99 درصد میدونستیم حل میشه و مشکلی سر راهش نیست اما کارش خیلی طول کشیده بود و برامون سخت شده بود . کلی براش نذر کردم و یه بار بطور احمقانه پیش فالگیر رفتم و اون گفت این اصلا چیزی نیست و حل میشه و غیره .

چند شب پیش یک خواب خیلی بد دیدم . هم توی خواب احساس بدی داشتم و هم وقتی پاشدم . با خودم گفتم خدا به خیر کنه .

بالاخره جواب کارمون اومد و اون یک درصد احتمال انجام نشدنش به وقوع پیوست و آب پاکی روی دستمون ریخته شد . پنجشنبه و جمعه افتضاحی داشتیم و کلی من و یک کم هم آقای همسر گریه کردیم .

بعد یک روز یک آرامشی تمام وجودم رو گرفت و به خودم گفتم خب حالا چکار کنم کاریه که شده و کلی وقت و هزینه و آرامشمون رو فداش کردیم اما  حالا که نشد دیگه بیخیالش بشو و دیگه زندگیت رو خراب نکن .

به طرز عجیبی بیخیالش شدم و با اینکه هر وقت بهش فکر میکنم دلم برای هزینه ای که دادیم میسوزه اما سعی میکنم بهش فکر نکنم .

زندگی همینه . به ما قول نداده منصف باشه .