شرکت ما یه خیریه داره . کارهای دائمی داره که بعضی خانواده های فقیر رو تحت پوشش قرار میده ، بازارچه خیریه میذاره و کلا خیلی این خیریه مون خیلی فعاله . اما به غیر از کارهای دائمی یه وقتهایی بهمون ای میل میزنن که یه مورد اورژانسی پیش اومده و کمک کنید و خیلیها این کارو میکنن .

 دو سه هفته پیش یه ای میل زدند که یک دختر بچه ده یازده ساله که پدر نداره و خانواده بسیار فقیری داره مشکل قلبی حادی داره و باید عمل بشه . هزینه عملش 15 ملیون تومنه و ما گفتیم که الان بره بیمارستان بخوابه و امیدواریم تا وقتی که بخواد تسویه حساب کنه این پول جمع بشه و یه شماره حساب اختصاصی دادند .

کلا این طور موارد که پیش میاد میدونم که همکارها خوب کمک میکنن انگار این خیریه فرهنگش رو توی شرکت جا انداخته ... خلاصه بکنم که حدود ده روز بعد ای میل دادند که پول جمع شد لطفا دیگه به اون حساب پول نریزین ! توی این جوّ خمودی و با این خبرهای بدی که این چند وقت شنیدم این ای میل دوم یه حس خوب به من داد که چه همکارهای خوبی دارم و توی چه شرکت خوبی کار میکنم . خدا رو شکر

پ.ن. باید بگم که شرکتمون خیلی بزرگه و تعداد کارمندهاش هم خیلی زیاده و گرنه شاید از عهده تهیه این هزینه برنمیومدند .