1- میدونم خیلی وقته ننوشتم . ببخشیییییییییییییییید !

2- دو هفته است آخر هفته شام رو برمیداریم میریم پارک میخوریم . هفته اولش دیدیم صدای دهل میاد و مردم جمع شدند رفتیم دیدیم یه گروه رقص خراسانی اومدند و صبر کردند مردم جمع بشن کلی برامون رقصیدن . خیلی کارشون پر انرژی بود و همه لذت بردند.

3- دفعه دوم یه پارک دیگه بودیم اول دیدیم صدای سنتور و دف میاد . از دور که نگاه کردیم دیدیم چند تا جوون نسبتا شیک دارن ساز میزنن . بعد دیدیم صدا بیشتر شد و مردم دارن دست میزنن رفتیم جلو دو نفر که سر و وضعشون به اون قبلیها نمیخورد اومدند یکیشون ویولن میزنه و یکیشون هم مجلس گرم کنه و به مردم میگه دست بزنین و رفته وسط میرقصه و پول جمع میکنن . انقدر دورشون شلوغ شده بود  که به زور میشد دیدشون .

4- مردم چقدر شادی کم دارن . به صدای هر موسیقی توجهشون جلب میشه برای اینکه موسیقی در فضای عمومی برامون غریبه است .

 5- توی این چند وقت که ننوشتم وزرا رفتند مجلس و رای گرفتن و نگرفتن و کارو شروع کردند . سوریه کشت و کشتار ادامه داره اونهم به بدترین وجه ممکن و خبر ادامه یافتن خشک شدن دریاچه ارومیه و ... بقیه خبرها بود . تنها قسمتی که مردم رو به زندگی امیدوار میکرد همون وزرا بودند که خیلی سریع معرفی شدند و انگار بیشترشون سریع کارشون رو شروع کردند تا ایشالا وضع از این خرابی در بیاد . حالا ما امیدواریم تا ببینیم چه میکنن !

6- توی تابستون نرسیدیم یه مسافرت بریم انقدر که آقای همسر رفت سر کار و گفت وقت مرخصی ندارم . ببینیم این ماه آخری همت میکنیم بریم یا نه .

عزت زیاد