1- سرانه مطالعه در ایران رو ببینید . من فکر کنم حالا 2 دقیقه نه اما امکان نداره 120 دقیقه باشه . من حدس میزنم ده دقیقه هم به زور باشه .

2- مادر و پدر من جزو افراد فعال شورای محله مون هستن و واقعا براش وقت میگذارند و زحمت میکشن .  به افراد شورای محل هم حقوق تعلق نمیگیره اما مثلا سالی یک بار بن کتاب بین 30 تا 50 هزار تومنی بهشون میدن . کارت مجانی استخرهای محل رو میدن و یه جورهایی جبران میکنن . یکی دیگه از این جبرانها ارسال رایگان تمام نشریات همشهری براشون هست .

3- این نشریات همشهری رو مادر و پدرم میخونن ، میدن به خانواده خواهرم بخونن و بعد نوبت به خانواده ما میرسه . وقتی میخونیم روونه بازیافت نمیکنمشون .

4- مجله ها که جمع شد دسته میکنم میرم توی ایستگاه مترو محله روی هر صندلی یکی دوتا میگذارم . مردم که میان بشینن میبینن مجله مجانی هست برمیدارن و در حال انتظار و توی مترو وقت تلف شده شون رو میخونن . مثلا میخوام هم سبز باشم و کاغذ زیاد مصرف نشه و هم به فرهنگ مملکت کمک کنم .

5- امروز رفتم مجله ها رو بگذارم یکی از افرادی که فرم مترو رو پوشیده بود گفت خانم اینا رو اینجا نگذار ممنوعه ! گفتم یعنی چی ممنوعه همش مجله های شهرداری هست . گفت نه شما نمیتونین چیزی اینجا بگذارین گفتم این قانون همین الان تصویب شده ؟ گفت نه میخواهین برین از مدیریت بالا بپرسین . گفتم نمیخواد من بیکار نیستم خب میدم دست مردم . گفت نه حق ندارین !!!! گفتم یعنی چی خیلی خوب توی واگن مترو میگذارم . گفت نه اونو هم حق ندارین .

6- من که رفتم دادمشون دست مردم اما خب جالب نبود بیشتریها فکر میکردن من دستفروشم و نمیگرفتن که مبادا ازشون پول بخوام اما وقتی میگذاشتم روی صندلی دیگه این مشکل نبود .

7- قضیه آفتابه دار مسجد شاه رو اگه نمیدونین بگین براتون تعریف کنم .

8- اون سرانه مطالعه رو نمیخوان یه فکری کنن ؟