دیشب فیلم هیس رو دیدیم . وقتی تموم شد نا نداشتیم از جامون پاشیم اما آفرین به خانم درخشنده که سعی کرد یه تابوی احمقانه رو بشکنه .

واقعا چه تربیتیه که ما میکنیم . اعضای خصوصی رو به عنوان بد و زشت و عیب میشناسونیم . اینها هم عضوی هستند مثل بقیه اعضای بدن و فرقشون اینه که خصوصی و با ارزشند و هر کسی حق نداره بهشون دست بزنه . از همه جالبتر اینه که اگر خدای نکرده اتفاقی بیفته سر و صداش رو در نمیاریم که آبرو ریزی نشه و مجرمه که داره راست راست برای خودش راه میره .

توی این فیلم دو تا دختر بچه رو نشون داد که مورد دست درازی قرار گرفته بودند و هر دوتاشون سعی کرده بودند به بزرگترها اینو بگن اما کسی حرفشون رو گوش نکرده بود . یادم هست توی پیش دبستانی کانادا این آموزشها به بچه ها شروع میشد که اعضای خصوصیتون رو فقط پدر و مادر و پزشکتون میتونن ببینن و دست بزنن و اگر کس دیگه ای خواست اینکارو بکنه فورا به معلم یا پدر و مادرتون اطلاع بدین .

کی میتونیم به جایی برسیم که به بچه هامون در این مورد نگیم عیبه ، زشته ؟

شاید این خاطره منطبق با موضوع نباشه اما گفتنش بد نیست :

یه روز توی کانادا ، تو خونه نشسته بودم که که یک نفر تلفن زد و خودشو کارمند اداره اجتماعی بچه ها معرفی کرد . من هم دهنم باز مونده بود که با من چکار داره . گفت متاسفانه پسر شما به یکی از معلمها گفته که شما اونو کتک میزنین و باید برای توضیح دادن بیاین مدرسه من الان مدرسه هستم .

یادمه تمام راه خونه تا مدرسه رو گریه کردم و دویدم . رسیدم به خانومه دیدم قیافه اش خیلی مهربونتر و ملایمتر از اونیه که فکر میکردم و داره خیلی با ملاطفت با من حرف میزنه و گفت پسر شما گفته که وقتهایی شده که شما اونو پرت کنین روی تختش و بپرین روش و بزنینش !!!! من شروع کردم به توضیح دادن که پسرم یک پرونده عریض و طویل پرخاشگری داره و این اتفاق افتاده که مثلا ما مهمون داریم یکهو عصبانی شده و من فکر کردم الانه که بچه های مهمون رو بزنه برای همین گذاشتمش توی تختش و دو تا دستاش رو گرفتم تا دوره عصبانیتش بگذره و نتونه توی اون موقعیت به کسی آسیب بزنه . همین

دیدم خانومه میخنده و گفت راستش رو بخواهین احتمالا پسرتون یکبار از دستتون عصبانی بوده و این روایت رو اونطوری به معلمش گفته و معلمش هم موظف بوده اینو به ما گزارش بده . اما من قبل از اینکه به شما زنگ بزنم با معلمها صحبت کردم و خیلی از خانواده تون تعریف کردند و گفتند خانواده مسوولی هستند و وضعیت بچه ها براشون خیلی مهمه . با بچه ها به طور جداگانه حرف زدم همین روایت شما رو گفتند و هیچ ترسی توی رفتارشون نبود و ما که اینکاره هستیم از طرز حرف زدن بچه میفهمیم که این بچه مورد آزار قرار میگیره یا نه و غیر از اینکه بچه ها گفتند که پدر و مادرشون رو دوست دارند گفتند که همدیگرو هم دوست دارند که معمولا عجیبه چون خواهر و برادرهای این سن میگن که از هم بدشون میاد و نگران نباشین این پرونده همینجا بسته میشه .

حتی به بچه هامون باید یاد بدیم که حرف بزنن و بهشون نگیم وقت نداریم . این کارو میکنیم ؟

پ.ن. یکی از دوستان تلفن دکتر روانپزشکم رو خواسته بودند . قبلن هم نوشته بودم اما ایراد نداره بازم میگم : دکتر وحید ابراهیم زاده 88795353 - 88775383