چند روز پیش خبر بدی شنیدم . یک زن و شوهر از دوستامون که جزو دوستای بسیار خوبمون بودند از هم جدا شدند . طبق معمول اول توی شوک بودم . بعد به تکاپو افتادم که ببینم کاری میشه کرد یا نه که فهمیدم کار از کار گذشته . هیچ کدوم رو هم نباید مقصر دونست یه مشکلی توی زندگیشون پیش اومده و اون یکی پای مشکل همسرش نایستاده ، همین . نه مشکل تقصیر کسی هست نه اینکه دومی وظیفه داشته پای همه چیز بایسته.

به همسرم گفتم نمیدونم ما زندگیمون خوبه یا اینکه خیلی پوست کلفتیم . کم مشکل نداریم ، من خودمو با دارو سر پا نگه میدارم اما بزنم به تخته کار به جاهای باریک نکشیده .

بیشتر برای بچه شون ناراحتم . مسلما اون ضربه بدی میخوره .

خدا کمکشون کنه .