سرما خوردم و الان بهتر شدم . دلم میخواست الان خونه بودم و میخزیدم زیر پتو . احیانا لیوان نسکافه ام کنارم و گوشیم برای بازی کردن دستم . (خودمو کشتم انقدر درس خوندم :) )

دارم تست میزنم . اوضاع خوب نیست البته از اونی که فکر میکردم بهتره اما خب بازم زیاد غلط دارم . از اونطرف یک حرفهای گذرایی بین من و همسرم برای رفتن به کانادا زده شده که خوشحالم نمیکنه . متاسفانه از اونجا خیلی خاطره بد دارم . اما ممکنه کارهامون یه جوری پیش بره که یه جورایی مجبور شیم بریم . خدا خودش بهم کمک کنه .