1-      دیروز پیش دکتر ابراهیم زاده بودم . دو تا از داروهام رو کم کرد . هر دوشون هم بهم عوارض میداد . عوارضش شدید نبود اما خوشحالم که دارو رو کم کرده . احساس بهتر بودن بهم دست داد .

2-      یه سمیناری در مرکز تحقیقات رشته خودمون برگزار میشه که در مورد یکی از استانداردهای مورد استفاده مونه . این استاندارد کلا ویرایش شده و چون خیلی مورد استفاده مونه همه بچه های گروه تقاضای شرکت توش رو دادن که از طرف محل کار ، ثبت ناممون کنن . معاونتمون نامردی نکرده و گفته عده تون زیاده باشه برای سال دیگه . کلی به من یکی برخورد که مرتیکه وقتی میگی عدو تون زیاده بگو خب نصفتون برید ، یک سومتون برید نه اینکه با همه مخالفت کنی . بچه های دیگه هم کلی بهشون برخورده و گفتن ما دیگه سراغش نمیریم حداقل نگفته کسانی که امسال دوره آموزشی نرفتند برند و بقیه لازم نیست . خلاصه الکی کلی حرص خوردیم .

3-      پنجشنبه جمعه در راهه و من تنم داره میلرزه . چون برای هر دو روز کارگر داریم برای خونه تکونی و خودمون هم باید پا به پاش کار کنیم . البته خوبه که خونه تمیز میشه اما ما کارمندهاییم و یه پنجشنبه جمعه نامردیه اونهم همش به کار بگذره L

4-      داره به خانوادمون دو تا عضو جدید اضافه میشه . یک قمری اومده پشت پنجره مون لونه ساخته و دوتا تخم گذاشته . کلی ذوقشون رو داریم .

5-      قربان همگی