1- دیگه لیست کتابهام رو آوردم وسط و شروع کردم به خوندن . با اون درسی که نمیخوندم چقدر لذت رو از خودم محروم کرده بودم ها ! لیست کتابهام کم نبود برای همین لیست رو به چند نفر نشون دادم که اگر دارن بعضیهاش رو برام بیارن که همش رو مجبور نشم بخرم . واقعا برای خرید کتاب هیچ دست و دلم نمیلرزه و کاملا دلم میاد که پول بدم اما واقعا جای کتاب جدید کم داریم و کتابخونه هامون نسبتا پره . سه تا کتاب رو یکی از همکارهام گفت برام میاره . دو تا کتاب رو هم به صورت پی دی اف دانلود کردم و یکیش رو دیروز خوندم یکی دیگه رو شروع کردم و الان یک چهارمش رو خوندم . خیلی داره میچسبه .

2- دفعه گذشته که برای کارمون مسافرت رفته بودیم ، قبل از اینکه جوابش بیاد یه خواب بد دیدم از اون خوابها که هیچ اتفاق بدی توش نیفتاد ولی اعصابم خورد شد و بعدش هم جاب منفی کارمون اومد .

3- الان منتظر جواب بعدی هستیم دیگه این آخرین باره و به این حکم دیگه نمیتونیم اعتراض کنیم . امروز دوستم اومد و گفت که یه خواب خیلی خوب دیده که من هم همراهاش بودم و با هم رفتیم مشهد رفتیم سفره خونه و برامون یک میز رو پر از غذا کردند انقدر خوشحال شدم و دلم روشن شد ، اصلا یه آرامشی بهم دست داد . خدا کمکمون کنه .

4- دلم میخواد زبان بخونم اما نمیدونم چی بخونم و از کجا شروع کنم . کاش میشد کلاس برم که یک کم هدف دار تر بشه . قراره برای بچه ها معلم زبان بیاد شاید باهاش صحبت کنم بعد از کلاس بچه ها یک ساعت هم با من کار کنه خیلی در وقتم صرفه جویی میشه .

5- به امید خبرهای خوب