- دوباره یه قمری اومده پشت پنجره مون تخم گذاشته اما این دفعه دیگه مادر خوبیه و میشینه روی تخم و امیدواریم به زودی مسافرمون بیاد لبخند

- کتاب ایران بین دو انقلاب رو نتونستم بخونم . شاید به این دلیل که بیشتر توی شرکت میخواستم بخونم و تمرکزم کم بود و کتابی بود که خیلی تمرکز میخواست . الان دارم وضعیت آخر رو میخونم که جالبه و در رابطه با شخصیت کودک ، بالغ و والد توضیح میده و الان من هنوز نفهمیدم کدوم جنبه اش در من قویتره .

- کادوهای روز پدر رو خریدیم و خیالمون راحت شد . میگم کادوها چون برای پدرم باید میگرفتم و برای شوهرم و بچه ها هم میخواستن برای باباشون بگیرن . خلاصه کاری کردیم کارستان و همه شون خریده شد .

- برای یک سفر یک روزه باید میرفتم کرمانشاه . شاید دو ساعت کار اداری داشتم اونجا اما هر چی گشتم دنبال بلیط هواپیما که صبح زود برم و ظهر برگردم نبود . گفتند پروازهای رفت کرمانشاه به ساعت چهار و نیم صبح منتقل شده . هر چی فکر کردم دیدم من باید ساعت دو و نیم پاشم و برم فرودگاه و تا برسم شده پنج و نیم و من نه تنها شب رو نخوابیدم بلکه حالا پنج صبح چه گلی به سرم بگیرم توی اون شهر ؟‌ خلاصه این شد که بلیط اتوبوس گرفتم تا حداقل شب رو بتونم بخوابم . واقعا چهار و نیم صبح آدم بره شهرستان چکار کنه ؟

- یکی از همکارها دچار مشکل عجیبی شده . سه سال بود که با یک آقایی دوست بود . هر دو هم بالای سی سال دارن . نمیفهمیدیم چرا آقاهه نمیره خواستگاری . بالاخره رفت خواستگاری و عقد کردند . گفتند جشن عروسی نمیخواهیم و همینطوری میریم خونمون . خونه رو خریده بودند تعمیرات کردند و وسیله خریدند و چیدند تا شب عید برن خونشون اما آقای محترم گفتند چه کاریه حالا که راحت توی خونه مامان و باباهامون هستیم !!! خلاصه الان دو ماه از چیده شدن خونه میگذره و آقاهه حاضر نیست با زنش برن خونشون ، خانمه هم که همکار ماست عصبی شده و سر همه چیز با ما دعوا داره سلام نمیکنه جواب سلام رو به زور میده هر چی هم میگیم بهمون میپره . خب ما هم از وضعیتش ناراحتیم و فکر میکنیم غیر عادیه اما به ما چه ربطی داره که تو مشکل داری چرا با ما بد رفتاری میکنی ؟

-